فروردین ۱۲م, ۱۳۹۱ دسته جامعه, فرهنگ و تاریخ | بدون دیدگاه »
سلام. سال نو بر شما مبارک باشه.
این چند سال سعی کرده ام حتما تحویل سال نو رو به مخاطبان وبلاگم تبریک بگم. امسال اما کمی دیر. پدربزرگم که واقعا در حکمت دستی بر آتش داشت تقریبا ۴۵ روز پیش در ۸۵ سالگی به رحمت خدا رفت و این چند روز تعطیلی هم نتونستم چیزی بنویسم. روحش شاد.
امیدوارم سالی پر از موفقیت و شادکامی در پیش رو داشته باشد.
برچسب ها: جشن, زندگی, نوروز, همه چیزهای ایرانی
فروردین ۱۷م, ۱۳۸۹ دسته خاطره ها | ۲ دیدگاه »
سلام. همین جا بگم که عنوان «سیزده به در ۱۳۸۹» برای این پست چندان کامل نیست چون چیزای دیگه ای رو هم می خوام بنویسم.
اول این که نوروز امسال من چند تفاوت تاریخی با سال های گذشته داشت که مهم ترینشان اینترنت زدگی کامل در این دو-سه هفته بوده اما در عوض فوتبال ها و فیلم های بسیاری رو درو کردم، البته نه فیلم های پخش شده از تلوزیون دولتی ایران! دوم این که نوروز امسال من در کل خیلی شلوغ و پرترافیک بود. سوم رسیدگی به باغچه های خونه و کاشت بذر و نهال و رسیدگی به گل کاغذی (و اینجا) معروف خودم به همراه همدم سرخ رنگش.
و اما ۱۳ به در: دو سالی هست که خانواده ی من و دو-سه خانواده از خویشان نزدیک به جای رفتن به جنگل و بوستان در سیزده به در می ریم به دشت های اطراف قم. این کار دو امتیاز داره؛ یکی گذراندن یک روز متفاوت در طول سال است چون به طور معمول همه، سالی چندین بار رو به بوستان می ریم، و دوم نبودن کسی جز خودمون در آنجا و امکان برگزاری یک سیزده به در شاد به دور از دوربین موبایل شکارچیان صحنه های بلوتوسی ( و نه بلوتوثی!)! از جمله کارهایی که انجام دادیم همانندسازی رالی داکار و مسابقه ی دو ۱۰۰ متر که من در مسابقه ی دو با سه صدم ثانیه اختلاف دوم شدم.
امیدوارم شما هم سیزده به دری سبز و شاد رو سپری کرده باشید.
برچسب ها: جشن, سیزده به در, طبیعت, نوروز
اسفند ۲۹م, ۱۳۸۸ دسته جامعه | بدون دیدگاه »
درود. نوروز باستانی بر شما فارسی زبانان و همه ی مردم جهان مبارک باد.
دیگر این جمله که «نوروز در مرزهای تمدن ایران (از هند تا یونان) نمی گنجد و یک جشن جهانی است» به واقعیت تبدیل شده است و کمتر جایی در جهان زمینی وجود دارد که با این جشن بیگانه باشد. به جرات می توان گفت که نوروز طبیعی ترین و ماندگار ترین جشن در میان آدمیان است. جشنی که تاخت و تاز سکندر و تازی و مغول نه تنها خللی در انجام آن نتوانست ایجاد کند که خود نیز از زیبایی آن در شگفت ماند. آن بیگانگان که این مردم را خاشاکی می دانستند که با بادی سبک از میان می رود، تارهای پیوند نوروز، یلدا، مهرگان، گرامیداشت پیران و زنان، گرامیداشت خاک و آب و طبیعت به عنوان میزبانان آدمی، آزادمنشی و آزاداندیشی و البته آزادی مردم زادگان، و مهم ترینشان باور به برابری آدمیان چه زن چه مرد چه کوچک چه بزرگ چه سپید و چه سیاه را ندیدند.
ادامه این مطلب را بخوانید »
برچسب ها: ایران, تمدن, جشن, نوروز, همه چیزهای ایرانی
آذر ۲۱م, ۱۳۸۸ دسته دانشگاه | بدون دیدگاه »
سلام.
دیروز، جمعه ۲۰ آذر ۸۸، جشن دانش آموختگی دانشگاه آزاد قم برای ورودی های ۸۴ بود.
در کل، جمعیت پسرهای دانش آموخته به زور به یک دهم دخترهای دانش آموخته می رسید؛ دلیل هاش رو خودتون می دونید. نقطه ی اوج این افتضاح برای رشته ی فیزیک رخ داد و من تنها نماینده ی فیزیکی های مذکر بودم.
در کل، جشن خوبی بود (البته نسبت به جشن های دانش آموختگی درون مرزی!). چند تا بازیگر و یک خواننده و یک شعبده باز و یه کسی تو مایه های آنتونی رابینز رو دعوت کرده بودند.
دو تا مجری مراسم رو می گردوندند و چپ و راست سوتی رد می کردند. یکی از سوتی هاشون این بود که برای یک قرعه کشی ۳۰ تا بچه ی ۳ تا ۸ ساله رو آورده بودند که از میان شماره های ۱ تا ۴۲۰ انتخاب کنند. بیشتر بچه ها تنها از ۱ تا ۱۰ رو بلد بودند! یکی شون هم که تا هزار بلد بود وقتی ازش خواست بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ یه شماره رو انتخاب کنه گفت ۱۲۰! وقتی دیدند این کار از عهده ی بچه ها برنمیاد فرستادنشون برند ولی یک دختر ۳ ساله نمی خواست بره پایین و مجری هم گفت باشه بمون. وسطای مراسم که موسیقی گذاشتند دختره شروع کرد به رقصیدن؛ تا مجری اونو دید بلندش کرد و بردش بیرون از صحنه.
موضوع خنده دار دیگه لباس های دانش آموختگی بود که از دانشگاه آزاد واحد تاکستان قرض کرده بودند؛ روی نواری که جلوی لباس آویزان می شه نوشته بود «دانشگاه آزاد اسلامی تاکستان» و به دانشجوها می گفتند نوار رو بچرخونند تا این نوشته پیدا نباشه.
آخرای مراسم که خواننده دوباره شروع کرد به خوندن، با توجه به جو حاکم و برخلاف انتظار، دانشجوها سالن رو شلوغ کردند. پارسال که به دعوت دوستم برای جشن دانش آموختگیش شرکت کردم از این خبرا نبود.
برچسب ها: جشن, دانشگاه, دانشگاه آزاد اسلامی, دانشگاه آزاد قم, فیزیک 83 و 84 آزاد قم