اردیبهشت ۶م, ۱۳۸۷ دسته فرهنگ و تاریخ | بدون دیدگاه »
هفته ی گذشته که نتونستم در نشست انجمن حاضر بشم خواندن «قصه ی اعرابی درویش و ماجرای زن او به سبب قلت و درویشی» از مثنوی آغاز شد و این هفته دنباله ی آن را پی گرفتیم. این داستان کمی بلند است و چکیده ی روشن سازی همه ی آن (توسط استاد احمد عزتی پرور) را در دو یا سه هفته ی آینده برایتان خواهم نوشت.
امروز یک رباعی از مهرانگیز منوچهریان و چند حکایت که استاد عزتی پرور در گوشه و کنار بررسی حکایت مثنوی امروز عنوان کردند را برایتان می نویسم. راستی تا یادم نرفته، امروز دو تا دفترچه ی دیگر با عنوان های «جستاری در وحدت وجود» و «کوش نامه ی ایرانشان» به قلم استاد عزتی پرور دریافت کردیم که دومی یه چیزی تو مایه های شاهنامه است و نویسنده ی اون ایرانشان است.
ادامه این مطلب را بخوانید »
برچسب ها: احمد عزتی پرور, حافظ, مولانا
فروردین ۲۳م, ۱۳۸۷ دسته فرهنگ و تاریخ | ۲ دیدگاه »
با درودی پر از شادمانی،
نشست های «انجمن آموزگاران زبان و ادبیات فارسی استان قم» هر هفته و با حضور آموزگاران، استادان، دانش آموزان و دانشجویان رشته ی زبان و ادبیات فارسی، و نیز دانشجویان علاقه مند از رشته های دیگر، مانند خودم، برگزار می شود. چندین بار، و به شیوه های گوناگون،
خواسته ام که حضورم رو در انجمن با همه ی پارسی زبانان، و به ویژه یکی از دوستانم که در شهر دیگری است، تقسیم کنم تا دمی از زندگی خاکی و پایان پذیر دور شده و سخن عشق و مهرورزی، در پهنه ی بی مرز اینترنت، از زبان استاد گران مایه و ارجمندم «احمد عزتی پرور» شنیده شود. شوربختانه این کوشش ها بیهوده بود که یکی از دلیل هایش ساختارهایی بود که برای انتشار سخنان استاد در اینترنت برمی گزیدم (بیشتر جنبه ی نوشتاری و کتابی داشت). امیدوارم که این بار ره به بن بست نبرم و بتوانم به شیوه ی روزنوشتی و تهی از قید و بندهای نوشتارهای رسمی به آماجم برسم.
ادامه این مطلب را بخوانید »
برچسب ها: احمد عزتی پرور, حافظ, مولانا