روزنوشت‌های خورشیدوش

برچسب: گدا

پیرمرد تشنه و کودکی که آب‌میوه در دست داشت

نویسنده خورشیدوش در فروردین.۱۱, ۱۳۸۷, در دسته خاطره‌ها

یکی از رخدادهای تاثیرگذار در زندگی من در روزگاری که دبستانی بودم روی داد. یک روز که از دبستان به خانه بر می‌گشتم نگاهم به گوشه‌ای از پیاده‌رو (ده متر جلوتر از من) افتاد، جایی که هر روز پیرمرد کفش‌دوز را می‌دیدیم. پیرمرد یک قوطی خالی کنسرو ماهی در دست گرفت و یک کودک پنج یا شش ساله بیش از نیمی از آب‌میوه‌اش را در قوطی آن پیرمردریخت.

(…)

Leave a Comment :, بیشتر...

دنبال چیزی می‌گردید؟

از این فرم برای جستجو استفاده کنید:

هنوز نتوانسته‌اید آن‌چه دنبالش بودید را پیدا کنید؟ دیدگاه بگذارید یا با ما تماس بگیرید تا رسیدگی کنیم!

نظرسنجی

کدام موضوع‌ها برایتان جذاب‌تر است؟

مشاهده نتایج

بارگذاری ... بارگذاری ...