<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>روزنوشت‌های خورشیدوش &#187; زندگی</title>
	<atom:link href="http://ruznevesht.khorshidvash.com/tag/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://ruznevesht.khorshidvash.com</link>
	<description>فیزیک، ادبیات، تاریخ، جامعه، خاطره‌ها، و ...</description>
	<lastBuildDate>Wed, 08 Sep 2010 01:22:56 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.1</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>سریال گمشده</title>
		<link>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%84-%da%af%d9%85%d8%b4%d8%af%d9%87-%d9%84%d8%a7%d8%b3%d8%aa-lost/</link>
		<comments>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%84-%da%af%d9%85%d8%b4%d8%af%d9%87-%d9%84%d8%a7%d8%b3%d8%aa-lost/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 21 Feb 2010 19:07:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خورشیدوش</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[سریال گمشده (لاست - lost)]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ruznevesht.khorshidvash.com/?p=150</guid>
		<description><![CDATA[خیلی از ما سریال گمشده رو دیده‌ایم، چه از فصل اول و به مرور و چه 5 فصل رو یکجا. بیچاره آنهایی که از همان فصل اول این شگفتی را کشف کردند و چه شب‌ها که تا پخش فصل بعدی بی‌خوابی کشیدند. فصل پایانی، فصل ششم، از سیزدهم بهمن‌ماه 1388 شروع شده است. من هم تصمیم گرفتم که از اول یک بار دیگر 5 فصل گذشته رو ببینم و سپس برم سراغ فصل ششم.
اگر سریال را ندیده‌اید خواندن این نوشه وقت‌کشی‌یه.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">خیلی از ما سریال گمشده رو دیده‌ایم، چه از فصل اول و به مرور و چه ۵ فصل رو یکجا. بیچاره آنهایی که از همان فصل اول این شگفتی را کشف کردند و چه شب‌ها که تا پخش فصل بعدی بی‌خوابی کشیدند. فصل پایانی، فصل ششم، از سیزدهم بهمن‌ماه ۱۳۸۸ شروع شده است. من هم تصمیم گرفتم که از اول یک بار دیگر ۵ فصل گذشته رو ببینم و سپس برم سراغ فصل ششم.<br />
اگر سریال را ندیده‌اید خواندن این نوشه وقت‌کشی‌یه. می‌رم سراغ آن چیزی که می‌خوام بگم. پس از هر قسمت شروع به پیش‌بینی قسمت‌‌های بعدی می‌کردم و پیش‌بینی‌هام هم اغلب نادرست از آب در می‌اومد؛ اتفاقی که برای بسیاری از گمشده‌بینان رخ می‌ده! حالا که ۵ فصل را تموم کردم فهمیدم نمی‌شه با نویسنده‌های این سریال در افتاد و اکنون مانند یک سنگ‌قلاب‌انداز در برابر تانک‌های آنها می‌خوام پیش‌بینی، و درواقع تفسیر، کنم!</p>
<p style="text-align: justify;"><span id="more-150"></span>۱- هیچ‌کسی جزیره را هدایت نمی‌کنه، یا دست‌کم نمی‌تونسته تغییرات عمده ایجاد کنه؛ البته جاکوب توانایی ایجاد تغییرات کوچک را داشته است.<br />
۲- همه‌ی بازی‌ها زیر سر جاکوب و اون یارو است که، در قالب جان لاک، بنجامین را مجبور کرد جاکوب را بکشه. این که خودش نمی‌تونسته جاکوب رو بکشه به این معناست که یک مرزی وجود داره &#8212; یک‌جور توازن قدرت؛<strong> من رو یاد نیروهای نیکی و بدی، یا همان خیر و شر، می‌اندازه!</strong><br />
۳- همه‌ی این اتفاق‌هایی که افتاد، همه‌ی کوشش‌ها، همه‌ی کشتن‌ها، همه‌ی بیماری‌ها و بهبودی‌ها، مردن‌ها و زنده شدن‌ها، و البته دروغ گفتن‌ها و تصمیم گرفتن‌ها، یک جهان مینیاتوری رو نشان می‌ده؛ جهانی که در آن شخصیت‌های سریال نمایانگر هر یک از ما هستند؛ آدم خوبا و آدم بدا، فداکارها، بی‌گناهان، مقصرها، اشتباه‌کننده‌ها، خطاکارها، گناه‌کارها، رهبرها، مشاوران، زیردستان و زبردستان.<br />
سلسله شخصیت‌هایی که من بخشی از وجود خودم رو در آنها می‌دیدم، به ترتیب مشخص شدن ویژگی‌هاشون، (۱) جک، (۲) ساویر، (۳) سعید، (۴) دزموند، و (۵) فارادی هستند؛ و خیلی دلم می‌خواد بتونم برخی از توانایی‌های بن (بنجامین) رو داشته باشم. اگر بخوام اون ۵ نفر رو به ترتیب هم‌خوانی با شخصیتم نام ببرم، چنین خواهد بود: (۱) دزموند، (۲) فارادی، (۳) سعید، (۴) جک، و (۵) ساویر.</p>
<p style="text-align: center;">
<div id="attachment_155" class="wp-caption aligncenter" style="width: 277px"><a href="http://ruznevesht.khorshidvash.com/wp-content/uploads/2010/02/Lost-6.jpg"><img class="size-medium wp-image-155 " title="Lost-6" src="http://ruznevesht.khorshidvash.com/wp-content/uploads/2010/02/Lost-6-267x300.jpg" alt="لاست - گمشده - Lost" width="267" height="300" /></a><p class="wp-caption-text">لاست - گمشده - Lost</p></div>
<p style="text-align: justify;">از نظر من، این سریال می‌خواد بگه که <strong>این جهان داره از یک جایی هدایت می‌شه و ما در تلاش هستیم که از راز آن سر در بیاوریم</strong>.<br />
۴- <strong>کل این داستان هم بزرگ‌ترین نکته‌ی انحرافی سریاله!</strong> همه‌ی ما دنبال این بوده‌ایم که هیولا (دود)، خوب شدن بیمارها، انتقال در زمان، نیروی بیش از اندازه و در حال انفجار الکترومغناطیس، و &#8230; را به هم ربط بدهیم تا نکته‌های انحرافی را کشف کنیم، در حالی که به نظر من کل داستان نکته‌ی انحرافی است و در یک عبارت «این داستان هم مانند داستان زندگی هر کسی‌یه، سریال در پی نشان دادن همان موضوع خیر و شر و تلاش ما برای کشف راز آن است»؛ و من خیلی دلم می‌خواهد این را هم بهش اضافه کنم که ما به عنوان شخصیت‌های این جهان (زندگی) <strong>باید تصمیم‌گیرنده‌های خوبی باشیم</strong>. نتیجه‌ی تصمیم‌ها مهمه و ممکنه عوارضی هم داشته باشه. همچنین، <strong>تصمیم‌های خیرخواهانه‌ی ما و حسن نیت‌هایمان در گذشته، کلیدهایی برای باز کردن درهای بسته به ارمغان می‌آورند</strong>.</p>
<p style="text-align: justify;">داشت یادم می‌رفت بگم؛ ۵- واقعیت همیشه اون چیزی نیست که در ظاهر نشان داده می‌شه!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%84-%da%af%d9%85%d8%b4%d8%af%d9%87-%d9%84%d8%a7%d8%b3%d8%aa-lost/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دانش‌زایی فارسی‌زبانان</title>
		<link>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%e2%80%8c%d8%b2%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%e2%80%8c%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%e2%80%8c%d8%b2%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%e2%80%8c%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 22 Jan 2010 12:44:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خورشیدوش</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[تمدن]]></category>
		<category><![CDATA[دانش]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%e2%80%8c%d8%b2%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%e2%80%8c%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%86/</guid>
		<description><![CDATA[همین الان یک ایمیل درباره‌ی پاسداشت زبان فارسی دریافت کردم. موضوع اون درباره‌ی آسیب‌دیدگی زبان فارسی ناشی از برگردان‌های ناشیانه بود؛ برگردان‌هایی که در آنها به جای ملاک قرار دادن زبان مقصد (فارسی)، ساختار زبان مبدا در متن ترجمه‌شده دیده می‌شود.این یک سوی قضیه است که جای بحث بسیار دارد؛ سوی دیگر قضیه مقصد بودن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>همین الان یک ایمیل درباره‌ی پاسداشت زبان فارسی دریافت کردم. موضوع اون درباره‌ی آسیب‌دیدگی زبان فارسی ناشی از برگردان‌های ناشیانه بود؛ برگردان‌هایی که در آنها به جای ملاک قرار دادن زبان مقصد (فارسی)، ساختار زبان مبدا در متن ترجمه‌شده دیده می‌شود.<br />این یک سوی قضیه است که جای بحث بسیار دارد؛ سوی دیگر قضیه مقصد بودن زبان فارسی در «شاید» بیش از ۹۵ درصد ترجمه‌هاست. زبان انگلیسی نمونه‌ای روشن از یک زبان پویا و پایدار است و دلیل این پایداری، دانش‌زایی گویشوران این زبان است که نتیجه‌ی آن مرجع شدن انگلیسی بوده است. این یک امتیاز برای زبان انگلیسی است و زنده ماندن آن را تضمین می‌کند.<br />متاسفانه، ما گویشوارن زبان فارسی در دانش‌زایی سهم بسیار کوچکی داریم و بدتر از آن زبان فارسی در فهرست زبان‌های تولیدکننده‌ی دانش چنان پایین است که کسی در اون سمت زمین حتی به فکر آموختن زبان فارسی برای این منظور هم نمی‌افتد. تنها برگ برنده‌ی زبان فارسی «ادبیات غنی» آن است که اون هم میراث گذشتگان ۵۰۰ سال به قبل ماست.<br />از نظر من تنها همین دو فاکتور، یعنی «دانش‌زایی» و «ادبیات غنی»، تضمین‌کننده‌ی پایداری هر زبانی است. برداشت من این است که وزنه‌ی دانش‌زایی سال به سال در حال سنگین‌تر شدن است و باید بیشتر بر روی آن تمرکز کرد&#8230;</p>
<p><span id="more-48"></span><br />
می‌خوام خیلی روشن بگم: ۵۰ درصد این «بدبختی» از کم‌کاری من و تو است و ۵۰ درصد دیگر از کم‌کاری حکومت جاری ایران و دیگر کشورهای فارسی‌زبان. شاید هم باید نفت رو نفرین کرد. ریشه‌یابی این کم‌کاری‌ها خیلی آسون نیست و باید ژرف‌تر بررسی کرد.<br />توی هر رشته‌ و زمینه‌ای که فعالیت می‌کنیم باید باور داشته باشیم که پیشرفت هر کسی در هر زمینه نه تنها برای خود او که برای خود آن زمینه، برای دیگر فعالان آن زمینه، برای آیندگان آن شخص، و برای طیف گسترده‌ای از مردم پیشرفت را به ارمغان خواهد آورد.<br />یک نکته که بسیاری از مردم بسیار دیر آن را درمی‌یابند «علاقه» به رشته‌ای است که می‌خواهند در آن فعالیت کنند. جای افسوس و دریغ است که در دوران دبیرستان به دانش‌آموزان گفته می‌شود کدام‌یک از این فاکتورها برایت مهم‌تر است: «دانشگاه، هزینه‌ی تحصیل در دانشگاه، شهر، علاقه به رشته‌ی تحصیلی، بازار کار رشته‌ی تحصیلی، و &#8230;» تا رشته را برایت انتخاب کنیم!<br />نتیجه: زمینه‌ای که می‌خواهید توی اون فعالیت کنید را متناسب با علاقه‌تون (و در مرتبه‌ی دوم متناسب با بازار کار) برگزینید تا هم تضمین‌کننده‌ی موفقیت خودتون باشه و هم پیشرفت و پایداری فرهنگی را که به اون وابسته هستید تضمین کنه.</p>
<p>پانوشت ۱: در آینده نوشته‌ای در مورد «فرهنگ و تمدن، یک میراث بشری» همین‌جا می‌نویسم. همین اندازه بگم که از نظر من زبان مردمان هر «فرهنگ و تمدن» یکی از اصلی‌ترین ستون‌های آن فرهنگ و تمدن است.</p>
<p>پانوشت ۲: این نوشته از اون نوشته‌های فلسفی شد که از یه جایی شروع می‌کنند و آن‌قدر از نتیجه‌گیری‌ها نتیجه می‌گیرند و بحث رو وصله و پینه می‌کنند تا حرف آخر رو بزنند و به نوعی «لقمه رو دور سرشون می‌گردوند»؛ منظور من از این نوشته‌ی بی سر و ته این بود (بیان ریاضیاتی):<br />موفقیت در زمینه‌ای که فعالیت می‌کنی = پیشرفت خودت + وابستگان + زبان + همون رشته = پویایی و پیشرفت تمدن و فرهنگی که به اون وابسته هستی &#8211; (وابستگی به بیگانه)×۲٫</p>
<p>~ به عنوان یک کارشناس فیزیک، ارادتمند بر و بچه‌های ریاضی هم هستیم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%e2%80%8c%d8%b2%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%e2%80%8c%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انجمن آموزگاران زبان و ادبیات فارسی قم &#8211; ۲۵ مرداد ۱۳۸۷ / چهار</title>
		<link>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d8%af%d8%a8%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%82%d9%85-4/</link>
		<comments>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d8%af%d8%a8%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%82%d9%85-4/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 18 Aug 2008 05:08:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خورشیدوش</dc:creator>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>
		<category><![CDATA[حافظ]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[سهراب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d8%af%d8%a8%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%82%d9%85-4/</guid>
		<description><![CDATA[

پایان
این هفته آزمون‌های پایان‌ترم تابستان هست که البته تنها جامد۱ رو باید
خوند و بلورشناسی چندان سخت نیست. از این رو امروز خیلی درباره‌ی نشست این
هفته نمی‌نویسم و تنها به گفتن نکته‌های مهم‌تر بسنده می‌کنم. 





غزل حافظ امروز:&#160;
1) برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست &#160;&#8212;&#160;مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست۲) [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="entry-body" dir="rtl">
<p dir="rtl" align="right"><font face="Tahoma"><span dir="rtl">
<p>پایان<br />
این هفته آزمون‌های پایان‌ترم تابستان هست که البته تنها جامد۱ رو باید<br />
خوند و بلورشناسی چندان سخت نیست. از این رو امروز خیلی درباره‌ی نشست این<br />
هفته نمی‌نویسم و تنها به گفتن نکته‌های مهم‌تر بسنده می‌کنم. </p>
<p></span><br />
</font>
</p>
</div>
<p><font face="Tahoma"><span dir="rtl">
<p>غزل حافظ امروز:&nbsp;</p>
<p>1) برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست &nbsp;&#8212;&nbsp;مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست<br />۲) میان او که خدا آفریده است از هیچ&nbsp; &#8212;&nbsp;دقیقه‌ایست که هیچ آفریده نگشادست<br />۳) به کام تا نرساند مرا لبش چون نای &#8212;&nbsp;نصیحت همه عالم به گوش من بادست<br />۴) گدای کوی تو از هشت خلد مستغنیست &#8212;&nbsp;اسیر عشق تو از هر دو عالم آزادست<br />۵) اگر چه مستی عشقم خراب کرد ولی &#8212;&nbsp;اساس هستی من زان خراب آبادست<br />۶) دلا منال ز بیداد و جور یار که یار &#8212;&nbsp;تو را نصیب همین کرد و این از آن دادست<br />۷) برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ &#8212;&nbsp;کز این فسانه و افسون مرا بسی یادست</p>
<p>(متن غزل رو از اینجا گرفتم: <a href="http://hafez.mastaneh.ir/?p=524">http://hafez.mastaneh.ir/?p=524</a>&nbsp;)</p>
<p></span></font></p>
<p><span id="more-26"></span><br />
<font face="Tahoma"><span dir="rtl">
<p><font color="#ff0000">این<br />
نوشته نتیجه‌ی برداشت من از سخنان استاد احمد عزتی‌پرور است و شاید در<br />
بعضی جاها سخنی را درست متوجه نشده باشم و یا برداشت شخصی‌ام (خواسته<br />
یا&nbsp;ناخواسته) اعمال شده باشد.</font></p>
<p>از ججم سبز سهراب هم شعر <em>غربت</em> رو خوندیم و استاد تفسیر کرد و گفتند که می‌توان این شعر را سیاسی تعبیر کرد و در این صورت هم‌سنگ با شعر <em>می‌تراود مهتاب</em> نیما است.</p>
<p>استاد<br />
عزتی‌پرور امروز به بیان ده اصل پرداختن&nbsp;که به نظرشان می‌توانند اصول<br />
زندگی انسانی باشند. هر یک از این اصول از ویژگی‌های نمایان یکی از دین‌ها<br />
یا شخصیت‌های تاریخی است:</p>
<p>۱٫ برادری &#8211; برگرفته از&nbsp;اسلام </p>
<p>۲٫ برابری &#8211; برگرفته از&nbsp;مزدک</p>
<p>۳٫ عشق &#8211; برگرفته از عرفان، مسیحیت، و بودا</p>
<p>۴٫ دانایی &#8211; برگرفته از فلسفه‌ی حکمت یونان و دانش غرب</p>
<p>۵٫ ملیت &#8211; برگرفته از یهود و انقلاب فرانسه</p>
<p>۶٫ اخلاق &#8211; که بر دو گونه است: آ) مدارا: برگرفته از کوروش شاه و گاندی بـ) عدم آزار: برگرفته از حافظ و گاندی</p>
<p>۷٫ نیکی &#8211; برگرفته از زرتشت</p>
<p>۸٫ هنر &#8211; برگرفته از کل&nbsp;بشریت</p>
<p>۹٫ طبیعت &#8211; برگرفته از زرتشت</p>
<p>۱۰٫ خدا &#8211; این اصل فرجامی است که ۹ اصل دیگر ابزارهایی&nbsp;برای رسیدن به این اصل هستند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>من که به‌شخصه، و حتی پیش از امروز،در درونم&nbsp;به کلیت چنین ساختاری باور داشتم.</p>
<p></p>
<p></span></font></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d8%af%d8%a8%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%82%d9%85-4/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
