برچسب: زندگی
سریال گمشده
نویسنده خورشیدوش در اسفند.۰۲, ۱۳۸۸, در دسته جامعه
خیلی از ما سریال گمشده رو دیدهایم، چه از فصل اول و به مرور و چه ۵ فصل رو یکجا. بیچاره آنهایی که از همان فصل اول این شگفتی را کشف کردند و چه شبها که تا پخش فصل بعدی بیخوابی کشیدند. فصل پایانی، فصل ششم، از سیزدهم بهمنماه ۱۳۸۸ شروع شده است. من هم تصمیم گرفتم که از اول یک بار دیگر ۵ فصل گذشته رو ببینم و سپس برم سراغ فصل ششم.
اگر سریال را ندیدهاید خواندن این نوشه وقتکشییه. میرم سراغ آن چیزی که میخوام بگم. پس از هر قسمت شروع به پیشبینی قسمتهای بعدی میکردم و پیشبینیهام هم اغلب نادرست از آب در میاومد؛ اتفاقی که برای بسیاری از گمشدهبینان رخ میده! حالا که ۵ فصل را تموم کردم فهمیدم نمیشه با نویسندههای این سریال در افتاد و اکنون مانند یک سنگقلابانداز در برابر تانکهای آنها میخوام پیشبینی، و درواقع تفسیر، کنم!
دانشزایی فارسیزبانان
نویسنده خورشیدوش در بهمن.۰۲, ۱۳۸۸, در دسته جامعه
همین الان یک ایمیل دربارهی پاسداشت زبان فارسی دریافت کردم. موضوع اون دربارهی آسیبدیدگی زبان فارسی ناشی از برگردانهای ناشیانه بود؛ برگردانهایی که در آنها به جای ملاک قرار دادن زبان مقصد (فارسی)، ساختار زبان مبدا در متن ترجمهشده دیده میشود.
این یک سوی قضیه است که جای بحث بسیار دارد؛ سوی دیگر قضیه مقصد بودن زبان فارسی در «شاید» بیش از ۹۵ درصد ترجمههاست. زبان انگلیسی نمونهای روشن از یک زبان پویا و پایدار است و دلیل این پایداری، دانشزایی گویشوران این زبان است که نتیجهی آن مرجع شدن انگلیسی بوده است. این یک امتیاز برای زبان انگلیسی است و زنده ماندن آن را تضمین میکند.
متاسفانه، ما گویشوارن زبان فارسی در دانشزایی سهم بسیار کوچکی داریم و بدتر از آن زبان فارسی در فهرست زبانهای تولیدکنندهی دانش چنان پایین است که کسی در اون سمت زمین حتی به فکر آموختن زبان فارسی برای این منظور هم نمیافتد. تنها برگ برندهی زبان فارسی «ادبیات غنی» آن است که اون هم میراث گذشتگان ۵۰۰ سال به قبل ماست.
از نظر من تنها همین دو فاکتور، یعنی «دانشزایی» و «ادبیات غنی»، تضمینکنندهی پایداری هر زبانی است. برداشت من این است که وزنهی دانشزایی سال به سال در حال سنگینتر شدن است و باید بیشتر بر روی آن تمرکز کرد…
انجمن آموزگاران زبان و ادبیات فارسی قم – ۲۵ مرداد ۱۳۸۷ / چهار
نویسنده خورشیدوش در مرداد.۲۸, ۱۳۸۷, در دسته دستهبندی نشده
پایان
این هفته آزمونهای پایانترم تابستان هست که البته تنها جامد۱ رو باید
خوند و بلورشناسی چندان سخت نیست. از این رو امروز خیلی دربارهی نشست این
هفته نمینویسم و تنها به گفتن نکتههای مهمتر بسنده میکنم.
غزل حافظ امروز: 1) برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست — مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست (متن غزل رو از اینجا گرفتم: http://hafez.mastaneh.ir/?p=524 )
۲) میان او که خدا آفریده است از هیچ — دقیقهایست که هیچ آفریده نگشادست
۳) به کام تا نرساند مرا لبش چون نای — نصیحت همه عالم به گوش من بادست
۴) گدای کوی تو از هشت خلد مستغنیست — اسیر عشق تو از هر دو عالم آزادست
۵) اگر چه مستی عشقم خراب کرد ولی — اساس هستی من زان خراب آبادست
۶) دلا منال ز بیداد و جور یار که یار — تو را نصیب همین کرد و این از آن دادست
۷) برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ — کز این فسانه و افسون مرا بسی یادست
دیدگاههای تازه