<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>روزنوشت‌های خورشیدوش &#187; جنگ</title>
	<atom:link href="http://ruznevesht.khorshidvash.com/tag/%d8%ac%d9%86%da%af/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://ruznevesht.khorshidvash.com</link>
	<description>فیزیک، ادبیات، تاریخ، جامعه، خاطره‌ها، و ...</description>
	<lastBuildDate>Wed, 08 Sep 2010 01:22:56 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.1</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>من در جنگ ایران و عراق</title>
		<link>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%d8%ac%d9%86%da%af-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82/</link>
		<comments>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%d8%ac%d9%86%da%af-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 26 Feb 2010 00:05:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خورشیدوش</dc:creator>
				<category><![CDATA[خاطره‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<category><![CDATA[شهر قم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ruznevesht.khorshidvash.com/?p=166</guid>
		<description><![CDATA[امروز می‌خوام یک خاطره از دوران جنگ براتون بگم. تعجب نکنید، درسته که 24 سالمه ولی یکی دو سال آخر جنگ من هم بودم.
پیش از آخرای جنگ که من یک ساله و شاید کمتر از یک ساله بودم طی یک حمله‌ی هوایی به شهر قم، یک فروند هواپیمای بمب‌افکن تعداد 4 یا 5 بمب رو به فاصله‌ی 10 تا 20 متر از انتهای کوچه‌ی ما که به بلوار عماریاسر متصل است تا 2 یا 3 بن‌بست مانده به خیابان باجک رها کرد. بن‌بست خانه‌ی ما هم بن‌بست اول از طرف باجک است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">امروز می‌خوام یک خاطره از دوران جنگ براتون بگم. تعجب نکنید، درسته که ۲۴ سالمه ولی یکی دو سال آخر جنگ من هم بودم.<br />
پیش از آخرای جنگ که من یک ساله و شاید کمتر از یک ساله بودم طی یک حمله‌ی هوایی به شهر قم، یک فروند هواپیمای بمب‌افکن تعداد ۴ یا ۵ بمب رو به فاصله‌ی ۱۰ تا ۲۰ متر از انتهای کوچه‌ی ما که به بلوار عماریاسر متصل است تا ۲ یا ۳ بن‌بست مانده به خیابان باجک رها کرد. بن‌بست خانه‌ی ما هم بن‌بست اول از طرف باجک است.</p>
<p style="text-align: justify;">تا اینجای کار رو داشته باشید، دوباره برمی‌گردم. بزرگ‌ترین برادرم که اون موقع ۱۲-۱۳ سالش بوده می‌خواسته بره برای تزریق و اتفاقا مسیر داخل کوچه به سمت عماریاسر رو انتخاب می‌کنه. وسط راه دوستاش رو می‌بینه که داشتند فوتبال بازی می‌کردند. یکی از دوستاش پیشنهاد می‌کنه که تو هم بیا برای بازی، اون هم جواب می‌ده که بعد از تزریق می‌یام. می‌ره برای تزریق و در راه برگشت یادش می‌یاد که خونه‌ی مادربزرگم (مادر مادرم) هم کاری داشته؛ و این بار از توی باجک ۱ داره می‌ره که یکی داد می‌زنه دراز بکش و تا روی زمین دراز می‌کشه یه ترکش از روی سرش رد می‌شه که ناشی از فرود بمب بوده. در این لحظه، اون هواپیمایی که گفتم، بمب‌هاش رو رها می‌کنه و برادرم به سوی کوچه‌مون شروع می‌کنه به دویدن.</p>
<p style="text-align: justify;"><span id="more-166"></span>این جا رو هم داشته باشید که با «داشته باشید» قبلی توضیح می‌دمش! برادر دوم من هم که ۹-۱۰ سالش بود قرار بوده از طرف مدرسه با مینی‌بوس بره اردو اما قبلش باید برادر سومم که ۳-۴ سالش بوده رو از خونه‌ی همون مادربزرگم می‌آورده خونه‌ی خودمون. ظاهرا زیاد معطل می‌شه و به مینی‌بوس نمی‌رسه. بعدا خبر می‌رسه که اون مینی‌بوس بر اثر برخورد بمب توسط بمب‌افکن منفجر می‌شه و همه‌ی مسافرانش هم در دم جان می‌دند.<br />
حالا برمی‌گردم به اون دو تا «داشته باشید»؛ بزرگ‌ترین برادرم به سمت کوچه می‌یاد و می‌بینه بن‌بست ما بمب‌باران نشده و به سمت انتهای کوچه (به سمت عماریاسر) می‌ره، از دور می‌بینه که همون‌جایی که دوستاش در حال بازی بودند دود و شلوغی وجود داره، نزدیک که می‌شه می‌بینه بیشتر دوستاش مجروح شده‌اند و ترکش خورده‌اند و اون دوستش که پیشنهاد بازی داده بوده روی زمین افتاده و شکمش بیرون ریخته اما هنوز زنده است، که البته بعدا او هم جان سپرد، به سرعت با همکاری چند نفر دیگه مجروح‌ها رو سوار وانت کردند و به سمت بیمارستان روانه کردند؛ حالا برادرم به سمت انتهای کوچه می‌ره و می‌بینه که اونجا هم بمب افتاده و کلی زخمی و کشته شدند.</p>
<p style="text-align: justify;">برمی‌گردم سراغ ۴ یا ۵ بمب و آخرین بمب. بمب‌افکن از بلوار عماریاسر و در راستای کوچه‌ی ما به سمت باجک حرکت کرده و ۱۰-۲۰ متر یک بار یک بمب رها می‌کرده. بمب‌های یک تا چهار همگی عمل کرده و منفجر شدند که نتیجه‌اش رو چند خط بالاتر خوندید و اما آخرین بمب که در بن‌بست کناری بن‌بست ما فرود آمد. این بمب درست بر روی پله‌های یکی از خانه‌ها فرود آمده و در واقع نوک آن که بر اثر فشار بمب رو فعال می‌کنه به زمین نخورده و بمب بر روی پله‌ها به سمت پایین سر می‌خورد. شاید اگر منفجر می‌شد به دلیل نزدیک بودن به خانه‌ی ما برای من و مادر و مادربزرگ دیگرم (یعنی مادر پدرم) حادثه‌ی ناگواری پیش می‌آمد؛ همچنین اگر خلبان تصمیم به رها کردن یک بمب دیگر می‌گرفت درست بر روی بن‌بست ما فرود می‌آمد.</p>
<p style="text-align: justify;">می‌شه گفت در یک روز ۶ تن از خانواده‌ی ۷ نفری ما، یعنی همه به جز پدرم که در محل کارش بود، تا مرز جان‌سپاری پیش رفتیم. ظاهرا بعدا یکی از خلبان‌های بمب‌افکن‌ها که اسیر کرده بودند رو به کوچه‌ی ما می‌آرند و بهش نشون می‌دند که هم‌قطارهاش چه خرابی و کشتاری رو به وجود آوردند؛ در اون موقع یکی از سوپری‌های محله که در متن حادثه بوده با عصبانیت و از دست دادن کنترلش به سمت او حمله می‌کنه که مردم جلویش را می‌گیرند.</p>
<p style="text-align: justify;">همین‌جا برای درگذشتگان اون روز و همه‌ی کسانی که بی‌گناه در این جنگ و در هر جنگی در هر کجای جهان کشته شده‌اند آرزوی آمرزش می‌کنم.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">پانوشت: کمتر از پنج درصد از توضیح‌هایی که دادم ممکنه بر اثر فاصله‌ی زمانی شنیدن این خاطره‌ها از زبان اعضای خانواده و نوشتن این نوشته با واقعیت فاصله داشته باشه که البته جزئی جدانشدنی از خاطره‌گویی است.</p>
</blockquote>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%d8%ac%d9%86%da%af-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آلمان و ژاپن، شکست‌خورده‌های جنگ جهانی</title>
		<link>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%a2%d9%84%d9%85%d8%a7%d9%86-%da%98%d8%a7%d9%be%d9%86-%d8%ac%d9%86%da%af-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c/</link>
		<comments>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%a2%d9%84%d9%85%d8%a7%d9%86-%da%98%d8%a7%d9%be%d9%86-%d8%ac%d9%86%da%af-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 19 Feb 2010 23:49:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خورشیدوش</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[تلاش]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همت]]></category>
		<category><![CDATA[پیشرفت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ruznevesht.khorshidvash.com/?p=137</guid>
		<description><![CDATA[صفحه‌ی اول (کی راست می‌گه؟)
هر زمان که نام جنگ جهانی را می‌شنویم بی‌درنگ به یاد هیتلر و جنایت‌های او می‌افتیم. چه کسی این تصویر را در ذهن ما جا داده است؟ چرا از بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی سخن به میان نمی‌آید؟ این هیتلر همان هیتلری نیست که رویه‌ی استعمارگری انگلستان، شوروی، و فرانسه (که اتفاقا (!!!) پیروز جنگ جهانی بودند)  را پی نگرفت؟ از مردم هند بپرسید استعمار یعنی چه و انگلستان چه بر سر آنان آورد. ما نیز به سبب بی‌لیاقتی قاجاریه تا مرز مستعمره شدن پیش رفتیم و انگلیس و روسیه چه بهره‌ها که در طی همین جنگ جهانی از منابع ایران نبردند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>صفحه‌ی اول (کی راست می‌گه؟)</strong><br />
هر زمان که نام جنگ جهانی را می‌شنویم بی‌درنگ به یاد هیتلر و جنایت‌های او می‌افتیم. چه کسی این تصویر را در ذهن ما جا داده است؟ چرا از بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی سخن به میان نمی‌آید؟ این هیتلر همان هیتلری نیست که رویه‌ی استعمارگری انگلستان، شوروی، و فرانسه (که اتفاقا (!!!) پیروز جنگ جهانی بودند)  را پی نگرفت؟ از مردم هند بپرسید استعمار یعنی چه و انگلستان چه بر سر آنان آورد. ما نیز به سبب بی‌لیاقتی قاجاریه تا مرز مستعمره شدن پیش رفتیم و انگلیس و روسیه چه بهره‌ها که در طی همین جنگ جهانی از منابع ایران نبردند.<br />
چرا باید مقاله‌ی انگلیسی استعمار ویکی‌پدیا این اندازه کوتاه و بدون جزئیات باشد در حالی که مقاله‌ی آلمانی آن چنین جزئی و دقیق؟ چرا آلمان را که هرگز به نام استعمارگر نمی‌شناختیم، در مقاله‌ی آلمانی استعمار ویکی‌پدیا صراحتا به منطقه‌های استعماری‌اش اقرار کرده است؟ کجای کار می‌لنگد؟ (فایل‌های ذخیره شده در تاریخ ۱۳۸۸/۱۱/۳۰ : <a href="http://ruznevesht.khorshidvash.com/wp-content/uploads/2010/02/Colonization-En-Wikipedia-30-11-1388.pdf">استعمار (به زبان انگلیسی)</a>، <a href="http://ruznevesht.khorshidvash.com/wp-content/uploads/2010/02/Kolonisation-De-Wikipedia-30-11-1388.pdf">استعمار (به زبان آلمانی)</a>، <a href="http://ruznevesht.khorshidvash.com/wp-content/uploads/2010/02/Deutsche-Kolonien-De-Wikipedia-30-11-1388.pdf">مستعمرات آلمان (به زبان آلمانی)</a>)</p>
<p style="text-align: justify;">
<div class="mceTemp mceIEcenter" style="text-align: justify;">
<dl id="attachment_140" class="wp-caption aligncenter" style="width: 310px;">
<dt class="wp-caption-dt"><a href="http://ruznevesht.khorshidvash.com/wp-content/uploads/2010/02/Colonization_1945.png"><img class="size-medium wp-image-140 " title="Colonization_1945" src="http://ruznevesht.khorshidvash.com/wp-content/uploads/2010/02/Colonization_1945-300x138.png" alt="مستعمره‌ها در سال 1945 میلادی" width="300" height="138" /></a></dt>
<dd class="wp-caption-dd">مستعمره‌ها در سال ۱۹۴۵ میلادی</dd>
</dl>
</div>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><span id="more-137"></span><strong>صفحه‌ی دوم (ما کجا و آنها کجا؟)</strong><br />
ما انقلاب کردیم، هشت سال جنگ داشتیم، درصد بزرگی از سرمایه‌های جوان کشور در جنگ کشته شدند؛ پس نباید انتظار می‌داشتیم که در این ۳۰ سال پیشرفت کنیم.</p>
<p style="text-align: justify;">ژاپن در جنگ جهانی دوم شکست خورد، دو شهر آن، توسط آمریکا، بمباران اتمی شدند. و اکنون در جهان دیجیتال حرف اول را می‌زند، و بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی آسیا است.</p>
<p style="text-align: justify;">آلمان در هر دو جنگ جهانی شکست خورده‌ی اصلی بود، پس از جنگ جهانی دوم کشور چهار پاره شد. حق داشتن ارتش مستقل را از دست داد، برلین پایتخت دو نیمه شد؛ در پایان، کشور در سال ۱۹۹۰ پس از نزدیک به نیم سده دوباره یکپارچه شد. و اکنون،</p>
<blockquote style="text-align: justify;"><p>آلمان بزرگترین اقتصاد اروپا را داراست و پس از آمریکا و ژاپن سومین قدرت صنعتی جهان است.از نظر درآمدسرانه رتبه پنجم می‌باشد. رشد اقتصادی آلمان در سال ۲۰۰۷ برابر ۲.۴ بوده است.آلمان با صادرات ۱.۳۳ میلیاردی جزو بزرگترین صادرکنندگان جهان است.سهم هر یک از بخشهای خدمات صنعت و کشاورزی به ترتیب برابر ۷۰٪.۲۹.۱٪.۰.۹٪ است. بهبود اقتصادی این کشور پس از جنگ جهانی دوم «معجزه اقتصادی آلمان» خوانده شده‌ است.بیشتر تولیدات آلمان تولیدات مهندسی بویژه صنایع الکتریکی، مکانیکی، خودروسازی، مواد شیمیایی، منسوجات، هوافضا، غذایی و وسایل نقلیه‌است. صنایع سنگین و مهندسی در منطقه روهر، شیمیایی در شهرهای کنار رود راین و وسایل نقلیه موتوری در مراکز بزرگ ایالتی مانند اشتوتگارت تمرکز دارد.آلمان همچنین در ساخت و بکارگیری توربینهای بادی  واستفاده از انرژی خورشیدی در جهان پیشرو می‌باشد. فرانکفورت یک مرکز مالی مهم و مقر بانک مرکزی اروپاست. از بین ۵۰۰ شرکت بزرگ دنیا«از لحاظ سرمایه»۳۷تای آنها در آلمان می‌باشد.ده شرکت برتر بترتیب:دایملر.فولکس واگن.آلیانتس«سودده ترین».زیمنس.دویچه بانک«دوم در سودده».اآن.دویچه پست .دویچه تله کام.مترو وbasf است.در این میان بیشترین تعداد کارمند برای دویچه پست و بوش است.از برندهای معروف آلمان می‌توان به مرسدس بنز.ب ام و.آدیداس.پورشه.فولکس واگن و نیوآ اشاره کرد. (منبع:‌ <a title="آلمان" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/آلمان">ویکی‌پدیا</a>)</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>صفحه‌ی سوم (تجربه‌های من)</strong><br />
آلمان:<br />
۱- یک تیم باشگاهی فوتبال بانوان آلمانی برای بازی دوستانه با تیم ملی فوتبال بانوان ایران به کشورمان آمد. هنگامی که متوجه شدند بازیکنان ایرانی باید با حجاب اسلامی بازی کنند آنها نیز داوطلبانه با پوششی مشابه بازیکنان تیم ملی ایران بازی کردند تا بازی منصفانه باشد. (منبع: روزنامه‌ی شرق &#8211; بریده‌ی روزنامه لابه‌لای خرت و پرت‌هامه، اگه پیداش کردم اسکن می‌کنم و می‌ذارمش اینجا)<br />
۲- شنیده‌ام (پس منبع معتبری برایش سراغ ندارم) که اولین صدراعظم آلمان غربی پس از شکست در جنگ جهانی (یا پس از فروریختن دیوار برلین) بخش بزرگی از بودجه‌ی کشور را به آموزش و پروش اختصاص داد، در حالی که کشور حتی از نظر مواد غذایی در تنگنا بود.<br />
۳- فینال جام جهانی فوتبال ۲۰۰۲، در بازی آلمان و برزیل، با اینکه ۲ بر هیچ به سود برزیل بود و دقیقه‌های پایانی، هنگامی که توپ از کنار دروازه‌ی الیور کان بیرون رفت او به سرعت توپ را کاشت و پیش از شلیک توپ با فریاد هم‌تیمی‌ها را به جلو فراخواند تا در دو‌-سه دقیقه‌ی باقی‌مانده ۲ گل را جبران کنند!</p>
<p style="text-align: justify;">ژاپن (این‌ها را شنیده‌ام، پس منبع معتبری براشان سراغ ندارم):<br />
۱- صاحب یکی از شرکت‌های بزرگ صنعتی کنونی ژاپن خطاب به کارمندانش که کفش‌های اروپایی می‌پوشیدند گفت ما تا زمانی که خودمان بتوانیم کفش‌های راحت درست کنیم باید با پای‌پوش‌های خشن کنونی راه برویم.<br />
۲- گروهی از متخصصان ژاپنی که به عنوان مشاور وارد ایران شده بودند از این که کارمندان ایرانی شرکت مربوطه‌یشان برای به دست آوردن تعطیلی میان دو روز رسمی تعطیل تقلا می‌کنند شگفت‌زده شدند و گفته‌اند کشور شما هشت سال جنگ را سپری کرده، به هبچ عنوان نباید به فکر تعطیلی باشید.<br />
۳- هیچ ژاپنی‌ای را نمی‌توانید پیدا کنید که پیچ چهارسو را با پیچ‌گشتی دو سو باز کند. (من که خودم با چاقو باز می‌کنم!)</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>صفحه‌ی چهارم (کاستی‌های من)</strong><br />
۱- همیشه در روزگار تحصیل از دبستان تا دانشگاه، دوست داشتم اول باشم؛ با این اندیشه که ای کاش رقیبانم کم بیاورند و نه این که خودم بیشتر تلاش کنم.<br />
۲- اول تفریح بعدا کار، که این بعدا-ها کم‌تر از اون که باید، به حقیقت می‌پیوستند.<br />
۳- همان‌طور که گفتم همه‌ی پیچ‌ها، چه دوسو و چه چهارسو، را با چاقو باز می‌کنم.<br />
۴- ور رفتن (این یک اصطلاح قمی‌یه؛ یعنی آن‌قدر این دست و اون دست کردن تا این که زمان از بین بره &#8212; حال می‌کنید گویش قمی چه winzip-ای‌یه!).<br />
۵- بهترین بودن را برای خودم می‌خواهم و نه برای گروهی که عضو آن هستم، هرچند می‌دانم شانس موفقیت گروهی بیشتر از موفقیت تکی است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>صفحه‌ی پنجم (پاسخ شما)</strong><br />
این صفحه، صفحه‌ی پاسخ به این ابهام‌هاست؛ صفحه‌ای ایست که شما باید در آن بنویسید. این صفحه «ضمیر» شما است. بیاندیشید و به خودتان پاسخ دهید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%a2%d9%84%d9%85%d8%a7%d9%86-%da%98%d8%a7%d9%be%d9%86-%d8%ac%d9%86%da%af-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
