روزنوشت‌های خورشیدوش

برچسب: ایران

نوروز ۱۳۸۹ بر شما خجسته باد

نویسنده خورشیدوش در اسفند.۲۹, ۱۳۸۸, در دسته جامعه

درود. نوروز باستانی بر شما فارسی‌زبانان و همه‌ی مردم جهان مبارک باد.

دیگر این جمله که«نوروز در مرزهای تمدن ایران (از هند تا یونان) نمی‌گنجد و یک جشن جهانی است» به واقعیت تبدیل شده است و کمتر جایی در جهان زمینی وجود دارد که با این جشن بیگانه باشد. به جرات می‌توان گفت که نوروز طبیعی‌ترین و ماندگار‌ترین جشن در میان آدمیان است. جشنی که تاخت و تاز سکندر و تازی و مغول نه تنها خللی در انجام آن نتوانست ایجاد کند که خود نیز از زیبایی آن در شگفت ماند. آن بیگانگان که این مردم را خاشاکی می‌دانستند که با بادی سبک از میان می‌رود، تارهای پیوند نوروز، یلدا، مهرگان، گرامیداشت  پیران و زنان، گرامیداشت خاک و آب و طبیعت به عنوان میزبانان آدمی،‌ آزادمنشی و آزاداندیشی و البته آزادی مردم‌زادگان، و مهم‌ترینشان باور به برابری آدمیان چه زن چه مرد چه کوچک چه بزرگ چه سپید و چه سیاه را ندیدند.

(…)

Leave a Comment :, , , بیشتر...

من در جنگ ایران و عراق

نویسنده خورشیدوش در اسفند.۰۷, ۱۳۸۸, در دسته خاطره‌ها

امروز می‌خوام یک خاطره از دوران جنگ براتون بگم. تعجب نکنید، درسته که ۲۴ سالمه ولی یکی دو سال آخر جنگ من هم بودم.
پیش از آخرای جنگ که من یک ساله و شاید کمتر از یک ساله بودم طی یک حمله‌ی هوایی به شهر قم، یک فروند هواپیمای بمب‌افکن تعداد ۴ یا ۵ بمب رو به فاصله‌ی ۱۰ تا ۲۰ متر از انتهای کوچه‌ی ما که به بلوار عماریاسر متصل است تا ۲ یا ۳ بن‌بست مانده به خیابان باجک رها کرد. بن‌بست خانه‌ی ما هم بن‌بست اول از طرف باجک است.

تا اینجای کار رو داشته باشید، دوباره برمی‌گردم. بزرگ‌ترین برادرم که اون موقع ۱۲-۱۳ سالش بوده می‌خواسته بره برای تزریق و اتفاقا مسیر داخل کوچه به سمت عماریاسر رو انتخاب می‌کنه. وسط راه دوستاش رو می‌بینه که داشتند فوتبال بازی می‌کردند. یکی از دوستاش پیشنهاد می‌کنه که تو هم بیا برای بازی، اون هم جواب می‌ده که بعد از تزریق می‌یام. می‌ره برای تزریق و در راه برگشت یادش می‌یاد که خونه‌ی مادربزرگم (مادر مادرم) هم کاری داشته؛ و این بار از توی باجک ۱ داره می‌ره که یکی داد می‌زنه دراز بکش و تا روی زمین دراز می‌کشه یه ترکش از روی سرش رد می‌شه که ناشی از فرود بمب بوده. در این لحظه، اون هواپیمایی که گفتم، بمب‌هاش رو رها می‌کنه و برادرم به سوی کوچه‌مون شروع می‌کنه به دویدن.

(…)

۲ Comments :, , بیشتر...

اندرزهایی از کورش شاه و داریوش شاه

نویسنده خورشیدوش در آذر.۱۰, ۱۳۸۸, در دسته ایران, فرهنگ و تاریخ

یکی دو هفته‌ی پیش دو کتاب با عنوان‌های «اندرزهای کورش بزرگ» و «اندرزهای داریوش بزرگ» نوشته‌ی سید علی‌اصغر شریعت‌زاده به دستم رسید. در این کتاب‌ها جمله‌هایی تاریخی از این دو بزرگ‌مرد تاریخ می‌خوانیم که برخی از آنها، با وجود گذشت هزاران سال، تازه به نظر می‌رسند. نمونه‌هایی از آنها را در اینجا می‌آورم.

کورش شاه:
۱- خودت را بشناس، آنگاه شاهد سعادت در آغوشت خواهد بود.
۲- ای فرزند، نخستین اندرزم به تو این است که راستگو باشی تا لااقل از آن‌چه مستوجب شده در امان باشی و مطمئن باش که دروغ‌پردازی مانع رواج همدردی بین افراد بشر است.
۳- شما باید ناظر رفتار من و مراقب باشید که آیا تکالیف خود را به‌درستی انجام می‌دهم یا نه.
۴- هرگاه کسی خود واجد مزایا و فضائل نباشد، حق ریاست بر دیگران را ندارد.
۵- حرمت قانون را بر خود واجب شمارید و خصایل و سنن قدیمی را گرامی بدارید.

(…)

Leave a Comment :, , , بیشتر...

قاجارها، بی‌لیاقت‌ترین فرمانروایان بر ایران در سخت‌ترین دور‌ه‌ی تاریخی ایران

نویسنده خورشیدوش در اردیبهشت.۰۲, ۱۳۸۷, در دسته ایران, فرهنگ و تاریخ

در کل، می‌توان روزگار قاجار را از پردردترین و سیاه‌ترین روزگاران ایرانیان دانست. در این روزگار خبری از فرمانروایان بلنداندیش و توانا نیست، هر چند وجود وزیران ایرانی هشیار و توانایی هم‌چون امیرکبیر تا اندازه‌ای از وخامت اوضاع آن روزگار کاست.

در دوره‌ی قاجار پیمان‌نامه‌های ننگین بسیاری میان ایران و روسیه یا انگلستان بسته شد که در این میان سه پیمان‌نامه‌ی گلستان، پاریس، و ترکمن‌چای بدترین و تاسف‌انگیزترین این پیمان‌نامه‌ها هستند چرا که در طی این قراردادها بخش‌هایی از خاک و آب ایران واگذار شد. می‌توان پیمان‌نامه‌ی گلستان را ننگین‌ترین پیمان‌نامه‌ی روزگار قاجار و نیز در شمار ننگین‌ترین پیمان‌نامه‌های همه‌ی تاریخ ایران دانست. در این پیمان‌نامه بخش بزرگی از شمال غرب ایران شامل قره‌باغ، گنجه، خانات موشکی، شیروان، قبا، دربند، باکو، بخش‌هایی از ولایات تالش، داغستان، و  گرجستان واگذار شد و پس از آن هرگز به وضعیت پیشین خود بازنگشت.
بسیار گفته می‌شود که قاجارها که بدترین فرمانروایان همه‌ی تاریخ ایران بوده‌اند، در سخت‌ترین دوره‌ی تاریخی ایران سر بر آوردند و فرمانروایی بر ایران را در دست گرفتند. البته نباید نادیده گرفت که با وجود این بی‌لیاقتی‌ها ایران هرگز به طور رسمی مستعمره‌ی کشورهای اروپایی (که  سردسته‌ی آنها انگلستان بود) نشد ولی با این حال در  این روزگار زیان‌های جبران‌ناپذیری بر پیکره‌ی ایران وارد آمد.

بخش مربوط به پیمان‌نامه‌ی گلستان رو از ویکی‌پدیا برگرفتم.

Leave a Comment :, , بیشتر...

دنبال چیزی می‌گردید؟

از این فرم برای جستجو استفاده کنید:

هنوز نتوانسته‌اید آن‌چه دنبالش بودید را پیدا کنید؟ دیدگاه بگذارید یا با ما تماس بگیرید تا رسیدگی کنیم!

نظرسنجی

کدام موضوع‌ها برایتان جذاب‌تر است؟

مشاهده نتایج

بارگذاری ... بارگذاری ...