<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>روزنوشت‌های خورشیدوش &#187; فیزیک</title>
	<atom:link href="http://ruznevesht.khorshidvash.com/category/%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c%da%a9/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://ruznevesht.khorshidvash.com</link>
	<description>فیزیک، ادبیات، تاریخ، جامعه، خاطره‌ها، و ...</description>
	<lastBuildDate>Wed, 08 Sep 2010 01:22:56 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.1</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>آزمون کنکور کارشناسی ارشد فیزیک</title>
		<link>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d9%81%d9%88%d9%82-%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%b3-1389-1390-1391-1392/</link>
		<comments>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d9%81%d9%88%d9%82-%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%b3-1389-1390-1391-1392/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 27 Aug 2010 22:56:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خورشیدوش</dc:creator>
				<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[کنکور]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ruznevesht.khorshidvash.com/?p=284</guid>
		<description><![CDATA[دیروز قول دادم که درباره کنکور کارشناسی ارشد فیزیک بنویسم. این رو می دونید که در کنکور مانند آزمون‌های معمولی دانشگاه توانایی دانشجو به صورت فردی سنجیده نمی‌شود و داوطلب باید در میان گروهی از داوطلبان، که طیف گسترده‌ای از درس‌خوان‌ها تا درس‌نخوان‌ها (!) را در میان خود می‌بینند، در جایگاه بالاتری قرار بگیرد. تا اینجای کار اشکالی وجود ندارد. مشکل از آنجایی آغاز می‌شود که در چنین آزمونی بیشتر داوطلبان به جایگاهی که شایستگی آن را دارند نمی‌رسند و البته در این میان بسیاری هم به جایگاهی فراتر از شایستگی‌یشان دست می‌یابند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">دیروز قول دادم که درباره کنکور کارشناسی ارشد فیزیک بنویسم. این رو می دونید که در کنکور مانند آزمون‌های معمولی دانشگاه توانایی دانشجو به صورت فردی سنجیده نمی‌شود و داوطلب باید در میان گروهی از داوطلبان، که طیف گسترده‌ای از درس‌خوان‌ها تا درس‌نخوان‌ها (!) را در میان خود می‌بینند، در جایگاه بالاتری قرار بگیرد. تا اینجای کار اشکالی وجود ندارد. مشکل از آنجایی آغاز می‌شود که در چنین آزمونی بیشتر داوطلبان به جایگاهی که شایستگی آن را دارند نمی‌رسند و البته در این میان بسیاری هم به جایگاهی فراتر از شایستگی‌یشان دست می‌یابند.</p>
<p style="text-align: justify;">در این آزمون مهم این است که در دسته‌ی دوم جای بگیرید و نه در دسته‌ی اول! روشی را که خودم انجام دادم و جواب گرفتم، و البته نباید تقدیر خداوند را نادیده گرفت، چنین است:<br />
۱- بیشترین انرژی‌یتان را بر روی  یکی دو درس تاثیرگذار بگذارید، در کنکور ارشد امسال فیزیک این دو درس فیزیک هالیدی و زبان خارجه بود و احتمالا تا سه-چهار سال آینده هم این جایگاه را حفظ کنند. دلیل این که این دو درس را به عنوان تاثیرگذارترین‌ها معرفی می‌کنم یکی ضریب بالای آن دو و دیگری نادیده گرفته شدن توسط دیگر دانشجویان و نیز آسان‌تر آموختن و پاسخ‌دهی به آنان است.<br />
۲- بقیه‌ی درس‌ها را باید دست کم درصدی بین ۵ تا ۱۲ داشته باشید که کار سختی نیست. برای دست یافتن به این خواسته باید تنها به ۱۵٪ از مطالب این درس‌ها <strong>مسلط</strong> باشید.<br />
۳- وقتتان را تلف تست زدن نکنید! این تنها یک بازار درآمدزا برای موسسه‌های کنکور است. شما باید <strong>مساله حل کرده باشید</strong>. باید مساله‌های آن ۱۵٪ ها به اضافه‌ی حداکثر ممکن مساله‌های هالیدی را حل کنید؛ تکرار حل آنها را فراموش نکنید. برای زبان هم پیشنهادم ترجمه‌ی مقاله‌های ساده و متوسط فیزیک کارشناسی است.<br />
۴- تنها و تنها به تست‌هایی که بالای ۵۰٪ به پاسختان مطمئن هستید پاسخ دهید و حذف یکی از گزینه‌ها کافی نیست. این موضوع درباره‌ی زبان بسیارمهم است و باید بالای ۷۰٪ باشد!</p>
<p style="text-align: justify;">برای اینکه در تصمیمتان، برای انتخاب روش پیشنهادی‌ام، دید بازتری داشته باشید درصدها، رتبه، و اطلاعات دیگر قبولی امسالم (۱۳۸۹) رو براتون می‌ذارم:</p>
<table style="text-align: justify; width: 375px; height: 208px;" border="1" cellspacing="0" cellpadding="0" bordercolor="#f3e6de">
<tbody>
<tr bgcolor="#f3e6de">
<td width="33%">
<div style="text-align: center;">نمره به درصد</div>
</td>
<td width="67%">
<div style="text-align: center;">نام درس</div>
</td>
<td>ضریب درس‌ها</td>
</tr>
<tr>
<td height="22">
<div style="text-align: center;">۵/۵۶</div>
</td>
<td style="text-align: center;" valign="middle">زبان عمومی وتخصصی</td>
<td style="text-align: center;">۲</td>
</tr>
<tr>
<td height="22">
<div style="text-align: center;">۳۳/۳۳</div>
</td>
<td style="text-align: center;" valign="middle">فیزیک پایه ۱و۲و۳</td>
<td style="text-align: center;">۳</td>
</tr>
<tr>
<td height="22">
<div style="text-align: center;">۴۰/۰۰</div>
</td>
<td style="text-align: center;" valign="middle">فیزیک جدید</td>
<td style="text-align: center;">۱</td>
</tr>
<tr>
<td height="22">
<div style="text-align: center;">۲/۷۷-</div>
</td>
<td style="text-align: center;" valign="middle">مکانیک کوانتوم ۱و۲</td>
<td style="text-align: center;">۲</td>
</tr>
<tr>
<td height="22">
<div style="text-align: center;">۸/۳۳</div>
</td>
<td style="text-align: center;" valign="middle">الکترومغناطیس</td>
<td style="text-align: center;">۲</td>
</tr>
<tr>
<td height="22">
<div style="text-align: center;">۵/۵۶</div>
</td>
<td style="text-align: center;" valign="middle">مکانیک کلاسیک ۱و۲</td>
<td style="text-align: center;">۲</td>
</tr>
<tr>
<td height="22">
<div style="text-align: center;">۱۱/۱۰-</div>
</td>
<td style="text-align: center;" valign="middle">ترمودینامیک ومکانیک آماری</td>
<td style="text-align: center;">۱</td>
</tr>
<tr>
<td height="22">
<div style="text-align: center;">۸/۳۳</div>
</td>
<td style="text-align: center;" valign="middle">ریاضی فیزیک ۱و۲</td>
<td style="text-align: center;">۲</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">نمره‌ی کل: ۳۰۳۳   &#8211;   رتبه در سهمیه: ۱۰۴۶ &#8211; رتبه بدون سهمیه: ۱۰۴۷ &#8211; آخرین رتبه‌ی مجاز در سهمیه: ۶۶۹۷ &#8211; معدل موثر: ۱۶٫۴۳<br />
عنوان رشته امتحانی قبولی  و نام  دانشگاه: دانشگاه بین‌المللی قزوین &#8211; روزانه &#8211; گرایش فیزیک نجومی</p>
<p style="text-align: justify;">همین طور که می‌بینید چنانچه کوانتوم و ترمو به جای منفی شدن هر کدام ۵٪ می‌شدند و زبان رو پرغلط نمی‌زدم رتبه‌ی زیر دویستم بیمه شده بود. زبان از امسال دارای زمان پاسخ‌دهی جداگانه شده است. پیشنهاد می‌کنم به گرامر‌ها خیلی گیر ندید؛ اشتباهی که من انجام دادم و برای درک مطلب‌ها وقت کم آوردم و ۳۳٪ ام شد ۵٫۵۶٪!</p>
<p style="text-align: justify;">برای دانلود دفترچه های کنکور ارشد ۱۳۸۹ از ابن لینک‌ها استفاده کنید:<br />
<a href="http://ruznevesht.khorshidvash.com/wp-content/uploads/2010/08/arshad89.pdf">دفترچه شماره ۱ کنکور کارشناسی ارشد ۱۳۸۹</a><br />
<a href="http://ruznevesht.khorshidvash.com/wp-content/uploads/2010/08/ARSHD-2-1389-FINAL-paieh.pdf">دفترچه شماره ۲ کنکور کارشناسی ارشد ۱۳۸۹</a> (راهنمای انتخاب رشته برای رشته‌های علوم پایه)</p>
<p style="text-align: justify;">باز هم می‌گم کنکور آزمون منصفانه‌ای نیست که با توپ پر بشه از سدش گذشت، باید با برنامه و فن اون رو شکست داد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d9%81%d9%88%d9%82-%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%b3-1389-1390-1391-1392/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خبرهای خوش هسته ای / شماره ی ۱</title>
		<link>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%ae%d8%a8%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-1389-06-05/</link>
		<comments>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%ae%d8%a8%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-1389-06-05/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 27 Aug 2010 11:56:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خورشیدوش</dc:creator>
				<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[خبر خوش هسته ای]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه بین المللی قزوین]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیک 83 و 84 آزاد قم]]></category>
		<category><![CDATA[نجوم (اخترشناسی)]]></category>
		<category><![CDATA[کنکور]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ruznevesht.khorshidvash.com/?p=273</guid>
		<description><![CDATA[اول این که چه اشکالی داره من هم هر از چند گاهی مخاطبانم رو با خبرهایی که تاثیری توی زندگی‌شون نداره و تنها برای لحظه‌ای غم‌ها رو از یادشون می‌بره سرگرم کنم؟ دوم این که شاید اصلا همین اثر رو هم نداشته باشه و مخاطب بگه طرف چه دل خوشی داره! مگه زمان قاجاره که بشه مردم رو با این جور چیزا سرگرم کرد؟!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">سلام.<br />
اول این که چه اشکالی داره من هم هر از چند گاهی مخاطبانم رو با خبرهایی که تاثیری توی زندگی‌شون نداره و تنها برای لحظه‌ای غم‌ها رو از یادشون می‌بره سرگرم کنم؟ دوم این که شاید اصلا همین اثر رو هم نداشته باشه و مخاطب بگه طرف چه دل خوشی داره! مگه زمان قاجاره که بشه مردم رو با این جور چیزا سرگرم کرد؟!</p>
<p style="text-align: justify;">برسیم سر اصل مطلب. خبر اول این که دقیقا یک ماه پیش، یعنی ۵ مرداد ۱۳۸۹، با مریم نجفیان فخرایی ازدواج کردم. ما در دوره‌ی کارشناسی هم دوره‌ای بودیم و هر دو لیسانس فیزیکمون رو از دانشگاه آزاد قم گرفتیم. همین امروز هم یک صفحه‌ی فیس‌بوک مشترک درست کردم. خبر دوم این که امروز نتیجه‌ی نهایی کنکور ارشد اومد. من دانشگاه بین‌المللی قزوین (روزانه)، در گرایش مورد علاقه‌ام (اخترفیریک &#8211; فیزیک محض) قبول شدم. رتبه‌ام ۱۰۴۶ و این انتخاب دومم بود. چون قصد دارم ساکن کرج بشم انتخاب اولم تربیت معلم کرج، دوم قزوین، سوم قم، چهارم زنجان، &#8230;، و انتخاب صدمم بیرجند (!) بود. به زودی یک پست درباره‌ی کل موضوع خواندن برای ارشد فیزیک و انتخاب رشته می‌نویسم. خانم امسال آزاد کرج، رشته‌ی کشاورزی، شرکت کرد که امیدوارم قبول بشه. خدا رو شکر، برای کنکور لیسانسش این علاقه رو ملاک انتخاب رشته‌اش قرار نداد!  <img src='http://ruznevesht.khorshidvash.com/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=';-)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%ae%d8%a8%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-1389-06-05/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کاربرد فیزیک در زندگی روزمره</title>
		<link>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c%da%a9-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%85%d8%b1%d9%87/</link>
		<comments>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c%da%a9-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%85%d8%b1%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 01 Jan 2010 04:39:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خورشیدوش</dc:creator>
				<category><![CDATA[فیزیک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ruznevesht.khorshidvash.com/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c%da%a9-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%85%d8%b1%d9%87/</guid>
		<description><![CDATA[بسیاری از کلیدواژه‌هایی که کاربران اینترنت به واسطه‌ی اون‌ها از موتورهای جستجو به وب‌سایت یا وبلاگ من راهنمایی می‌شند دارای مضمون «کاربرد فیزیک در زندگی روزمره» هستند. من تا کنون مقاله یا روزنوشتی با این مضمون ننوشته بودم و با توجه به این که کسان بسیاری در پی چنین نوشتاری هستند این نوشتار رو آماده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بسیاری از کلیدواژه‌هایی که کاربران اینترنت به واسطه‌ی اون‌ها از موتورهای جستجو به <a href="http://www.khorshidvash.com/">وب‌سایت</a> یا <a href="http://ruznevesht.khorshidvash.com/">وبلاگ</a> من راهنمایی می‌شند دارای مضمون «کاربرد <a href="http://www.khorshidvash.com/">فیزیک</a> در زندگی روزمره» هستند. من تا کنون مقاله یا روزنوشتی با این مضمون ننوشته بودم و با توجه به این که کسان بسیاری در پی چنین نوشتاری هستند این نوشتار رو آماده کردم.<br />
واژه‌ی فیزیک یک واژه‌ی یونانی به معنای «طبیعت» است و امروزه در معنای «طبیعت‌شناسی» به کار می‌رود. هر چیزی که پیرامون خود می‌بینید، حتی چیزهایی که به نظرتان مصنوعی (ساخت بشر) هستند، به نوعی بخشی از طبیعت به شمار می‌آیند. پس اگر بتوان طبیعت را شناخت (فیزیک)، می‌توان ارتباط بهتری هم با این دست‌ساخته‌های بشری (ابزارهای زندگی روزمره) برقرار کرد&#8230;</p>
<p><span id="more-46"></span>ملموس‌ترین جزء فیزیک در زندگی روزمره برق (الکتریسیته) است. می‌دانید که بدون برق ارتباط شما با همه‌جای دنیا (بیرون از شهر خودتان) قطع می‌شود و برای رسانیدن هر خبری، با توجه به فاصله، ۱ تا ۱۰۰۰ ساعت زمان لازم خواهد بود؛ در حالی که امروزه هر خبری را، حتی در کامل‌ترین صورت آن (یعنی خبر تصویری)، می‌توان با به‌کاگیری دوربین یک گوشی موبایل (که به برق باتری نیاز دارد) و یک خط اینترنت (که مجموعه‌ی آن هم به برق نیاز دارد) در کم‌تر از ۳۰ دقیقه از رخداد خبر، آن را به همه‌جای زمین مخابره کرد!<br />
تعریف ساده‌ی جریان الکتریکی (که در زبان غیرفیزیکی آن را با نام برق می‌شناسیم) چنین است: «عبور بارهای الکتریکی در طول رسانا (مانند سیم)». این بارهای الکتریکی، در ساده‌ترین توضیح، الکترون‌ها هستند که بخشی از اجزای تشکیل‌دهنده‌ی همه‌ی مواد به شمار می‌آیند. تعداد الکترون‌ها در هر ماده بسیار زیاد است و دور از واقعیت نیست که آن‌ها را با صفت «بی‌شمار» توصیف کنیم.<br />
بخش دیگر فیزیک که در زندگی روزمره کاربردی انکارناپذیر دارد حرکت‌شناسی و قانون‌های حرکت (قانون‌های نیوتون) هستند. اگر شما این قانون‌های را به‌خوبی درک کنید می‌توانید زندگی آسان‌تر و ایمن‌تری داشته‌باشید! چند نمونه: (۱) چهاردست و پا راه رفتن روی یک سطح شکننده (مانند یخ شکننده‌ی دریاچه‌ی یخ‌زده) به جای راه رفتن روی دو پا، (۲) برای پرتاب هر چیزی به دورترین فاصله‌ی ممکن با یک نیروی معین (مانند نیروی دستتان) آن را با زاویه‌ی ۴۵ درجه پرتاب می‌کنید، (۳) برای بالا بردن یک جسم از قرقره‌ها استفاده می‌کنید، (۴) بر روی برف و یخ با کفش‌های عاج‌دار راه می‌روید و &#8230;<br />
به همین ترتیب مبحث ترمودینامیک به گرما و دما می‌پردازد و مبحث امواج که همانند موضوع برق در تبادل داده‌ها اهمیت بسزایی دارد. مبحث نورشناخت تاثیر بسزایی در هنر (سینما، نقاشی، عکاسی، و &#8230;) دارد. انرژی و مصرف سوخت‌ها هم جایگاهی ویژه در زندگی روزمره دارند، به ویژه چشمه‌های تجدیدپذیر انرژی مانند انرژی خورشیدی که در آینده چشمه‌ی اصلی انرژی بشر خواهد بود.<br />
<strong>پانوشت: </strong>نمونه‌های بی‌شماری از این دست را می‌توان برای «کاربرد فیزیک در زندگی روزمره» نام برد. شما هم می‌توانید در بخش نظرهای این نوشته به چند مورد از آنها اشاره کنید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c%da%a9-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%85%d8%b1%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اخترشناسی (نجوم، ستاره‌شناسی)، اخترفیزیک، کیهان‌شناسی، و کیهان‌شناسی فیزیکی چه تفاوت‌هایی با هم دارند؟</title>
		<link>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%86%d8%ac%d9%88%d9%85%d8%8c-%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%8c-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d9%81%db%8c/</link>
		<comments>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%86%d8%ac%d9%88%d9%85%d8%8c-%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%8c-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d9%81%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 12:54:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خورشیدوش</dc:creator>
				<category><![CDATA[فیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[اخترفیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[نجوم (اخترشناسی)]]></category>
		<category><![CDATA[کیهان‌شناسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%86%d8%ac%d9%88%d9%85%d8%8c-%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%8c-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d9%81%db%8c/</guid>
		<description><![CDATA[برای درصد بزرگی از مردم همه‌ی این واژگان در یک معنا هستند: اخترشناسی، نجوم، ستاره‌شناسی، اخترفیزیک، کیهان‌شناسی، و کیهان‌شناسی فیزیکی؛ و اون معنا اینه: نگاه کردن به ستاره‌ها و گفتن این که کدومشون کجای آسمون هستند یا این که خورگرفت و مه‌گرفت چه‌زمانی رخ می‌ده.
برای روشن شدن موضوع، به بیان معنای هر یک از این [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>برای درصد بزرگی از مردم همه‌ی این واژگان در یک معنا هستند: اخترشناسی، نجوم، ستاره‌شناسی، اخترفیزیک، کیهان‌شناسی، و کیهان‌شناسی فیزیکی؛ و اون معنا اینه: نگاه کردن به ستاره‌ها و گفتن این که کدومشون کجای آسمون هستند یا این که خورگرفت و مه‌گرفت چه‌زمانی رخ می‌ده.<br />
برای روشن شدن موضوع، به بیان معنای هر یک از این واژگان (در واقع رشته‌ها و زمینه‌ها) می‌پردازم:<br />
<span id="more-41"></span><br />
۱- <strong>اخترشناسی (نجوم، ستاره‌شناسی)</strong>:<br />
این سه واژه، به طور کامل، هم‌ارز هستند و در لغت به شناخت اجرام آسمانی و، در کل، آنچه در بیرون از زمین است اشاره دارد. اخترشناسی، امروزه به دو رده‌ی آماتوری و حرفه‌ای دسته‌بندی می‌شود. آماتوری همون چیزیه که در بالا به اون اشاره شد، «نگاه کردن به ستاره‌ها و گفتن این که کدومشون کجای آسمون هستند یا این که خورگرفت و مه‌گرفت چه‌زمانی رخ می‌ده» و&#8230; . اخترشناسی حرفه‌ای هم زمینه‌های دیگر (اخترفیزیک، کیهان‌شناسی، و کیهان‌شناسی فیزیکی) رو پوشش می‌ده. پس تا اینجای کار معلوم می‌شه  که <span style="text-decoration: underline;">اخترشناسی (نجوم، ستاره‌شناسی)</span> یک تعریف کلی است و اون معنایی که در جامعه برای این واژه در نظر گرفته می‌شه درواقع معنای <span style="text-decoration: underline;">نجوم آماتوری</span> است!</p>
<p>۲- <strong>اخترفیزیک</strong>:<br />
در اخترفیزیک به بررسی فیزیکی (شناخت و تحلیل ریاضیاتی طبیعت) ستارگان، ابرنواخترها، سحابی‌ها، و در واقع یک <span style="text-decoration: underline;">جزء</span> از کیهان (جهان) می‌پردازیم.</p>
<p>۳- <strong>کیهان‌شناسی و کیهان‌شناسی فیزیکی</strong>:<br />
کیهان‌شناسی یعنی شناخت جهان در بزرگ‌ترین مقیاس آن. در این رشته، تک‌تک اجزا بررسی نمی‌شوند بلکه به آغاز، اکنون، و آینده‌ی ساختار کلی کیهان پرداخته می‌شود. در اصل، تنها در رشته‌ی فیزیک می‌توان به بررسی ساختارمند کل جهان دست زد. از سوی دیگر، با توجه به اهمیت موضوع، در رشته‌های دیگری هم بررسی کل کیهان در نظر گرفته شده است مانند فلسفه، دین‌شناسی، علوم خفیه (Esotericism). با توجه به این دست‌یازی رشته‌های دیگر به کیهان‌شناسی، اصطلاح <span style="text-decoration: underline;">کیهان‌شناسی فیزیکی</span><strong> </strong>برای «بررسی ساختارمند کل جهان توسط دانش فیزیک» به کار می‌رود.</p>
<p>شاید به‌دلیل همین درهم‌آمیزی واژگان بوده است که من برای برآورده کردن این آرزویم که بفهمم توی این جهان بی‌پایان چه خبره رفتم سراغ اخترشناسی (نجوم) آماتوری. خوشبختانه از اونجایی که یکی از برادرانم پیش از من رشته‌ی فیزیک رو برگزیده بود، با خواندن کتاب‌های او راهم را برای رسیدن به این آرزو پیدا کردم.<br />
گفتن این نکته هم خالی از لطف نیست که کیهان‌شناسی بخش بزرگی از فیزیک نظری (محض) را تشکیل می‌دهد. برای کار در حوزه‌ی فیزیک نظری پیچیده‌ترین ریاضیات موجود در دانش‌های ریاضیاتی (علوم پایه و مهندسی) به کار گرفته می‌شود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%86%d8%ac%d9%88%d9%85%d8%8c-%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%8c-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d9%81%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زمان</title>
		<link>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 10 Nov 2009 12:48:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خورشیدوش</dc:creator>
				<category><![CDATA[فیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[آفرینش]]></category>
		<category><![CDATA[جهان]]></category>
		<category><![CDATA[خدا]]></category>
		<category><![CDATA[زمان]]></category>
		<category><![CDATA[مهبانگ (انفجار بزرگ)]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86/</guid>
		<description><![CDATA[جذاب‌ترین موضوع فیزیکی برای من موضوع «زمان» است. اگر انسان روزی بتواند زمان را بفهمد آن روز روزی است که می‌توان گفت بخش کوچکی از دین خود نسبت به خدا را ادا کرده است.
البته باید اعتراف کرد که موضوع زمان بدون حل چنیدن چیستان دیگر امکان‌پذیر نیست. یه‌جورایی چند چیستان تودرتو وجود دارند که حل [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>جذاب‌ترین موضوع فیزیکی برای من موضوع «زمان» است. اگر انسان روزی بتواند زمان را بفهمد آن روز روزی است که می‌توان گفت بخش کوچکی از دین خود نسبت به خدا را ادا کرده است.<br />
البته باید اعتراف کرد که موضوع زمان بدون حل چنیدن چیستان دیگر امکان‌پذیر نیست. یه‌جورایی چند چیستان تودرتو وجود دارند که حل یکی از اونا بدون در نظر گرفتن اونای دیگه نشدنی است.<br />
برای نمونه ما هنوز درباره‌ی چگونگی آغاز آفرینش دچار ابهام‌هایی بسیار بزرگ هستیم. جالبه بدونید دانشمان تا کسر بسیار کوچکی از ثانیه (خیلی خیلی کوچک‌تر از ۰٫۰۰۱ ثانیه) از آغاز آفرینش، بر پایه‌ی نظریه‌ی مهبانگ (انفجار بزرگ)، پیش رفته است. این زمان باقیمانده تا آغاز آفرینش می‌تواند بسیار متفاوت با پیش‌بینی فیزیکدانان باشد. دو الگوی پررنگ‌تر این دو هستند:<br />
<span id="more-40"></span><br />
۱- زمان صفر وجود دارد،<br />
۲- زمان صفر وجود ندارد.<br />
مورد ۱ به این معناست که لحظه‌ای بوده که در آن لحظه و پیش از اون چیزی به نام زمان یا مکان وجود نداشته است. مورد دوم هم مانند یک ساعت عقربه‌ای است که در اون آغاز رو هنگامی که هر سه عقربه روی شماره‌ی ۱۲ هستند در نظر می‌گیریم. حال پس از گذشتن ۱۲ ساعت هر سه عقربه دوباره روی شماره‌ی ۱۲ قرار می‌گیرند. یعنی آغاز یک دوره، هم‌تراز با پایان یک دوره‌ی دیگر است. این فرایند از بی‌نهایت پیش از امروز تا بی‌نهایت پس از امروز تکرار  شده است و خواهد شد. دقت کنید که هر یک از این دوره‌ها، بنا بر سالشماری ما، میلیاردها سال به درازا می‌کشند!<br />
کدام یک از این دو دلالت بیشتری بر توانایی آفریننده‌شون دارند؟ به نظرتون کدام یک از این دو سناریو ترسناک‌تر هستند؟! تاریکی بی‌پایان سناریوی اول یا زمانی چنان بی‌پایان در سناریوی دوم؟<br />
تازه، اگر نظریه‌ی مهبانگ درست باشد این دو الگو مطرح می‌شوند! اگر ثابت شود که این نظریه نادرست است باید آجرهای اسباب‌بازی رو از نو روی هم چید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اصطکاک، خوب یا بد؟</title>
		<link>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%a7%d8%b5%d8%b7%da%a9%d8%a7%da%a9%d8%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%db%8c%d8%a7-%d8%a8%d8%af%d8%9f/</link>
		<comments>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%a7%d8%b5%d8%b7%da%a9%d8%a7%da%a9%d8%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%db%8c%d8%a7-%d8%a8%d8%af%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 27 Oct 2009 11:32:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خورشیدوش</dc:creator>
				<category><![CDATA[فیزیک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%a7%d8%b5%d8%b7%da%a9%d8%a7%da%a9%d8%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%db%8c%d8%a7-%d8%a8%d8%af%d8%9f/</guid>
		<description><![CDATA[به نظرتون اصطکاک (به تعبیری: مقاومت در برابر حرکت جسم توسط محیط یا جسم دیگر) خوبه یا بده؟
اصطکاک بیشتر مشکلی برای بیشتر سرعت گرفتن وسیله‌های متحرک مانند خودرو، توپ فوتبال، و &#8230; است. از سوی دیگه هر چیزی که روی زمین می‌کشید یا هل می‌دهید هم به دلیل وجود اصطکاک انرژی بیشتری از شما می‌گیره. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به نظرتون اصطکاک (به تعبیری: مقاومت در برابر حرکت جسم توسط محیط یا جسم دیگر) خوبه یا بده؟<br />
اصطکاک بیشتر مشکلی برای بیشتر سرعت گرفتن وسیله‌های متحرک مانند خودرو، توپ فوتبال، و &#8230; است. از سوی دیگه هر چیزی که روی زمین می‌کشید یا هل می‌دهید هم به دلیل وجود اصطکاک انرژی بیشتری از شما می‌گیره. به همین دلیله که خیلی وقتا آرزو می‌کنید که ای کاش اصطکاک نبود.<br />
فرض می‌کنیم که این آرزوی شما براورده شده و شما می‌خواهید دوان‌دوان این خبر خوش رو به دوستتون برسونید:<br />
<strong>صحنه‌ی اول:</strong><br />
از جاتون که پا شدید اولین گام رو که برمی‌دارید فورا به زمین می‌خورید.<br />
<strong>صحنه‌ی دوم:</strong><br />
از من می‌پرسید که در این شرایط چه‌کار کنم. منم خودرو با موتور جت رو به شما پیشنهاد می‌کنم (البته خودروی جتی که هر چهار طرفش موتور داشته باشه و موتورهاش هم توانایی تغییر زاویه داشته باشند). سوار بر خودروی جت به سوی خونه‌ی دوستتون در حرکت هستید که ناگهان باران شروع به باریدن می‌کند.<br />
<strong>صحنه‌ی سوم:</strong><br />
پزشکی قانونی علت مرگ شما رو سوراخ شدن جمجمه و به تبع اون مغزتون توسط قطره‌های باران تشخیص می‌دهد.<br />
<strong>صحنه‌ی چهارم:</strong><br />
هنگامی که دارند شما رو توی اتاقک‌های باریک سردخونه می‌ذارند از خواب می‌پرید.</p>
<p>با توضیح هر یک از این چهار صحنه پی به ارزش اصطکاک خواهید برد:<br />
<span id="more-37"></span><br />
<strong>توضیح صحنه‌ی اول:</strong><br />
این اتفاق دقیقا همون اتفاقی‌یه که هنگام راه رفتن روی یخ رخ می‌ده. اونجا هم اصطکاک وجود نداره. درواقع نیروی واکنش ناشی از اصطکاک زمین در خلاف جهتی که شما با پایتان به  زمین وارد می‌کنید موجب حرکتتان است که در نبود اصطکاک درایه‌ی افقی نیروی پای شما موجب سر خوردنتان می‌شود.<br />
<strong>توضیح صحنه‌ی دوم:</strong><br />
موتور جت هم از قانون سوم نیوتون (هر کنشی را واکنشی است برابر با آن و در خلاف جهتش) استفاده می‌کنه، با این تفاوت که در اینجا با برجای گذاشتن مقداری جرم یا انرژی به سمت جلو حرکت می‌کنه.<br />
<strong>توضیح صحنه‌ی سوم:</strong><br />
این نیروی مقاومت هواست که مانع از بی‌نهایت شدن سرعت قطره‌ی باران بر اثر نیروی گرانش زمین می‌شه. معادله‌ی سرعت قطره‌ی باران بدون در نظر گرفتن نیروی مقاومت (یعنی تنها در اثر شتاب گرانش g) چنین است:</p>
<div style="text-align: center;">
<p>V=gt+Vo</p>
<div>با توجه به فاصله‌ی ابر از زمین t مقدار بزرگی خواهد داشت و از این روی V (سرعت ذره پس از t ثانیه) بزرگ خواهد شد. شاید چندین برابر سرعت گلوله‌ی تفنگ. جریان از این قرار  است که نیروی مقاومت اعمالی (اصطکاک) هوا بر ذره با افزایش سرعت قطره‌ی باران افزایش می‌یابد. این افزایش نیروی مقاومت تا آنجا که برابر با نیروی گرانش زمین شود ادامه یافته و چون در این لحظه برایند نیروها صفر می‌شود سرعت بیشتر نمی‌شود (شتاب برایند صفر است) در نتیجه از این پس نیروی مقاومت ثابت و برابر با mg می‌شود که در آن m جرم قطره است.</div>
</div>
<p>جالبه که بدونید این اتفاق در ۰٫۰۳۴ ثانیه رخ می‌دهد و سرعت نهایی قطره‌های باران تنها به حدود ۰٫۳۳ متر بر ثانیه (کمابیش ۱٫۱۹ کیلومتر بر ساعت) می‌رسد.</p>
<p><strong>توضیح صحنه‌ی چهارم</strong> هم بر عهده‌ی روانشناس‌هاست که چرا آدم پس از چنین کابوسی از خواب می‌پره!</p>
<p>مواظب آرزو کردن‌هاتون باشید، خیلی از اونا به ضررتون تموم می‌شند. تصمیم رو بر عهده‌ی خدا بذارید که کدومشون رو براتون براورده کنه.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%a7%d8%b5%d8%b7%da%a9%d8%a7%da%a9%d8%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%db%8c%d8%a7-%d8%a8%d8%af%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خردی و ناچیزی ما</title>
		<link>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%ae%d8%b1%d8%af%db%8c-%d9%88-%d9%86%d8%a7%da%86%db%8c%d8%b2%db%8c-%d9%85%d8%a7/</link>
		<comments>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%ae%d8%b1%d8%af%db%8c-%d9%88-%d9%86%d8%a7%da%86%db%8c%d8%b2%db%8c-%d9%85%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 21 Oct 2009 10:08:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خورشیدوش</dc:creator>
				<category><![CDATA[فیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[انسانیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%ae%d8%b1%d8%af%db%8c-%d9%88-%d9%86%d8%a7%da%86%db%8c%d8%b2%db%8c-%d9%85%d8%a7/</guid>
		<description><![CDATA[اگه آدم بدونه چقدر خرد و ناچیزه هیچ‌وقت حتی اندیشه آزار دیگران هم از سرش نمی‌گذره چه برسه به انجامش. این کلیپ تصویری چند وقت پیش به دستم رسید. ارزش دیدن رو داره:
ensaan-jahan.3gp
در توضیحش باید بگم که توی این کلیپ اندازه‌ی زمین با سیاره‌های دیگه و ستارگان مقایسه شده. از کوچک‌ترین سیاره که «تیر» هست [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>اگه آدم بدونه چقدر خرد و ناچیزه هیچ‌وقت حتی اندیشه آزار دیگران هم از سرش نمی‌گذره چه برسه به انجامش. این کلیپ تصویری چند وقت پیش به دستم رسید. ارزش دیدن رو داره:</p>
<div align="center"><span class="mt-enclosure mt-enclosure-video" style="display: inline;"><a href="http://ruznevesht.khorshidvash.com/foto/1388/ensaan-jahan.3gp">ensaan-jahan.3gp</a></span></div>
<p>در توضیحش باید بگم که توی این کلیپ اندازه‌ی زمین با سیاره‌های دیگه و ستارگان مقایسه شده. از کوچک‌ترین سیاره که «تیر» هست تا ستارگان غولپیکری&nbsp; که اندازه‌شون حتی در تصور هم نمی‌گنجه. جالبه بدونید همه‌ی ستاره‌هایی که ما می‌تونیم رصد کنیم (که ستاره‌های این کلیپ هم از آن دسته‌اند) تنها در حدود ۵ درصد از کل جهان شناخته شده رو تشکیل می‌دند (البته به زبان تخصصی‌تر «تنها در حدود ۵ درصد از جهان رو ماده‌ی معمولی تشکیل داده»). اگر می‌خوایید درباره‌ی کیهان و نظریه‌ی «مهبانگ» (معتبرترین نظریه درباره‌ی جهان و پیدایش اون) بیشتر بدونید اینجا رو بخونید: <a href="http://www.khorshidvash.com/physik/big-bang.html">نظریه مهبانگ</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d8%ae%d8%b1%d8%af%db%8c-%d9%88-%d9%86%d8%a7%da%86%db%8c%d8%b2%db%8c-%d9%85%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مسیر حرکت الکترون‌ها در لامپ الکترونی</title>
		<link>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%ad%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%86%e2%80%8c%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d9%84%d8%a7%d9%85%d9%be-%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%86%db%8c/</link>
		<comments>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%ad%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%86%e2%80%8c%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d9%84%d8%a7%d9%85%d9%be-%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%86%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 Apr 2008 04:46:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خورشیدوش</dc:creator>
				<category><![CDATA[فیزیک]]></category>
		<category><![CDATA[آزمایش]]></category>
		<category><![CDATA[الکترون]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%ad%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%86%e2%80%8c%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d9%84%d8%a7%d9%85%d9%be-%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%86%db%8c/</guid>
		<description><![CDATA[
یکی از آزمایش‌های فیزیک جدید «اندازه‌گیری دقیق e/m در میدان مغناطیسی یکنواخت» است. از ریزه‌کاری‌ها می‌گذرم و تنها به توضیح این تصویر می‌پردازم.
آزمایشگاه فیزیک جدید رو ترم چهارم داشتم. یکی از آزمایش‌های جالبش همین آزمایش بود. دلیل جالب بودنش هم مهار کردن حرکت الکترون‌ها با به‌کارگیری میدان مغناطیسی‌یه. در این تصویر، یک لامپ که با [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="entry-body" dir="rtl">
<p dir="rtl"><span style="font-family: Tahoma;"><span dir="rtl">یکی از آزمایش‌های فیزیک جدید «اندازه‌گیری دقیق e/m در میدان مغناطیسی یکنواخت» است. از ریزه‌کاری‌ها می‌گذرم و تنها به توضیح این تصویر می‌پردازم.</p>
<p>آزمایشگاه فیزیک جدید رو ترم چهارم داشتم. یکی از آزمایش‌های جالبش همین آزمایش بود. دلیل جالب بودنش هم مهار کردن حرکت الکترون‌ها با به‌کارگیری میدان مغناطیسی‌یه. در این تصویر، یک لامپ که با گاز آرگون، با فشار یک‌صدم یا یک‌هزارم میلی‌متر جیوه، پر شده وجود داره (لامپ شیشه‌ای دیده نمی‌شه). الکترون‌ها رو با میدان مغناطیسی هدایت می‌کنیم. دلیل دیده شدن مسیر حرکت الکترون‌ها برانگیخته شدن مولکول‌های گاز آرگون است. دایره‌ی روشن مسیر حرکت الکترون‌ها است.</p>
<p></span></span></p>
<div><span class="mt-enclosure mt-enclosure-image" style="display: inline;"><img class="mt-image-center" style="margin: 0pt auto 20px; text-align: center; display: block;" src="http://ruznevesht.khorshidvash.com/foto/1387/electron-fizikjadid.jpg" alt="electron-fizikjadid.jpg" width="450" height="338" /></span><span style="font-family: Tahoma;"><span dir="rtl"> </span></span><br />
<span style="font-family: Tahoma;"><span dir="rtl"> </span></span></div>
<p dir="rtl"><span style="font-family: Tahoma;"><span dir="rtl"><span style="font-family: Tahoma;"><span dir="rtl">پانوشت: تصویر رو در هنگام انجام آزمایش گرفتم. (یه جورایی از این که عکس‌ها رو فرتی (ferrrrtti) از اینترنت پیدا کنم و بذارم تو تارنما تا تارنگارم، چندشم می‌شه!)</span></span></p>
<p></span><br />
</span></p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ruznevesht.khorshidvash.com/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%ad%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%86%e2%80%8c%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d9%84%d8%a7%d9%85%d9%be-%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
