روزنوشت‌های خورشیدوش » دسته‌بندی نشده

بایگانی برای دسته دسته‌بندی نشده

انجمن آموزگاران زبان و ادبیات فارسی قم – ۸ شهریور ۱۳۸۷ / پنج

شهریور ۱۳م, ۱۳۸۷ دسته دسته‌بندی نشده | بدون دیدگاه »

به دلیل مشغله‌ی بیش از اندازه‌ی این چند روز نشست این هفته رو خیلی خلاصه می‌نویسم.


این
نوشته نتیجه‌ی برداشت من از سخنان استاد احمد عزتی‌پرور است و شاید در
بعضی جاها سخنی را درست متوجه نشده باشم و یا برداشت شخصی‌ام (خواسته
یا ناخواسته) اعمال شده باشد.

غزل حافظ:

بیا که قصر امل سخت سست بنیادست — بیار باده که بنیاد عمر بر بادست
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود — ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست
چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب — سروش عالم غیبم چه مژده‌ها دادست
که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین — نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست
تو را ز کنگره عرش می‌زنند صفیر  —ندانمت که در این دامگه چه افتادست
نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر — که این حدیث ز پیر طریقتم یادست
غم جهان مخور و پند من مبر از یاد  — که این لطیفه عشقم ز ره روی یادست
رضا به داده بده وز جبین گره بگشای  — که بر من و تو در اختیار نگشادست
مجو درستی عهد از جهان سست نهاد  — که این عجوز عروس هزاردامادست
نشان عهد و وفا نیست در تبسم گل  — بنال بلبل بی دل که جای فریادست
حسد چه می‌بری ای سست نظم بر حافظ — قبول خاطر و لطف سخن خدادادست

(متن غزل از اینجا: http://hafez.mastaneh.ir/?p=522 )

ادامه این مطلب را بخوانید »

یه‌کمی دفترچه خاطره‌ای‌تر

شهریور ۱۳م, ۱۳۸۷ دسته دسته‌بندی نشده | بدون دیدگاه »

دیگه می‌خوام ایجا بیشتر به شیوه‌ی دفترچه خاطره‌ای بنویسم. یعنی رخدادهایی رو که شاید ییشتر برای خودم خوندنی‌یه. یه‌جورایی می‌خوام ساده‌تر و بی‌چارچوب‌تر بنویسم.

این چند روز خیلی سرم شلوغ بود. یه برگردانی مقاله برای مجله‌ی دانشگاه، روبه‌راه کردن CMS های پایگاه وبم، بازبینی مقاله‌ی بتا و کاپا، و آغاز ادامه‌ی کار بر ری پروژه‌ی «ضریب بازگشت». الان تنها آخریش به انجام نرسیده و گمونم ۴-۵ روزی به زمان نیاز داشته باشه.

انجمن آموزگاران زبان و ادبیات فارسی قم – ۲۵ مرداد ۱۳۸۷ / چهار

مرداد ۲۸م, ۱۳۸۷ دسته دسته‌بندی نشده | بدون دیدگاه »

پایان
این هفته آزمون‌های پایان‌ترم تابستان هست که البته تنها جامد۱ رو باید
خوند و بلورشناسی چندان سخت نیست. از این رو امروز خیلی درباره‌ی نشست این
هفته نمی‌نویسم و تنها به گفتن نکته‌های مهم‌تر بسنده می‌کنم.


غزل حافظ امروز: 

1) برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست  — مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست
۲) میان او که خدا آفریده است از هیچ  — دقیقه‌ایست که هیچ آفریده نگشادست
۳) به کام تا نرساند مرا لبش چون نای — نصیحت همه عالم به گوش من بادست
۴) گدای کوی تو از هشت خلد مستغنیست — اسیر عشق تو از هر دو عالم آزادست
۵) اگر چه مستی عشقم خراب کرد ولی — اساس هستی من زان خراب آبادست
۶) دلا منال ز بیداد و جور یار که یار — تو را نصیب همین کرد و این از آن دادست
۷) برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ — کز این فسانه و افسون مرا بسی یادست

(متن غزل رو از اینجا گرفتم: http://hafez.mastaneh.ir/?p=524 )

ادامه این مطلب را بخوانید »

انجمن آموزگاران زبان و ادبیات فارسی قم – ۱۸ مرداد ۱۳۸۷ / سه

مرداد ۲۰م, ۱۳۸۷ دسته دسته‌بندی نشده | بدون دیدگاه »

پس از گذشت سه ماه و نیم که نتونستم در نشست‌های انجمن حاظر باشم، که دلیلش هم آزمون‌های پایان‌ترم و سپس درگذشت پدرم بود، از این هفته شرکت دوبار در نشست‌ها رو در دستور کار خودم دارم. در این مدت «جایگاه زن در مثنوی معنوی» به پایان رسیده بود. پس از پایان آن «نخستین گلگشت در شعر معاصر / نقد، بررسی، وتحلیل حجم سبز (دفتر هفتم از هشت کتاب سهراب سپهری)» را آغاز کرده‌اند. از دیوان حافظ هم تا غزل ۳۳ (خلوت‌گزیده را به تماشا چه حاجت است؟) پیش رفته بودند و این هفته غزل ۳۴ (رواق منظر من آشیانه‌ی توست) خوانده و بررسی شد.

ادامه این مطلب را بخوانید »