خاطرهها
جام جهانی فوتبال ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی
نویسنده خورشیدوش در خرداد.۳۰, ۱۳۸۹, در دسته خاطرهها
سلام.
جام جهانی شروع شده و خیلیها هم جوّگیر شدهاند!
اول از همه بگم که طرفدار تیم ملی آلمان هستم و این واسه خودش داستان داره! من جام جهانی ۹۰ رو یادم نمییاد اما سالهای بعد عکسهای اون جام که همراه با آدامسها فروخته میشد رو جمع میکردم. جام ۹۰ آلمان قهرمان شد و، با توجه به این قهرمانی، در جام ۹۴ همهی محله طرفدار این تیم بودند تا این که بلغارستان با درخشش هریستو استویچکف آلمان را شکست داد. پس از این باخت تعداد زیادی از همون افراد از طرفداری این تیم برگشتند و این برای من که هفت-هشت ساله بودم مسالهی بغرنجی شد اما با روحیهای که داشتم تصمیم گرفتم با شدت هر چه بیشتر بر این طرفداری باقی بمونم.
این ماجرا پایهای شد برای مطالعهی بیشتر من دربارهی فرهنگ و تمدن ملت آلمان از جمله تاریخ، زبان، دیدگاههای اجتماعی و … که خلاصهی این مطالعهها رو میتونم در این جمله بیان کنم: «ملت آلمان مردمی مصمم، پرتلاش، امیدوار، دوستدار دانش و هنر (و البته دارای دانشمندان و هنرمندان نامی)، رک، و در یک واژه «شایسته» هستند». به نظر من همین برتریها عامل غرور و خودبزرگبینی آنها شده است.
دوم؛ تا اینجای کار که تیم محبوب من خوب کار کرده و اگه خوشمزهکاری داور بازی در کارت زرد دوم کلوزه نبود بازی با صربستان رو واگذار نمیکرد. کارشناس داوری تلوزیون دولتی ایران هم با قاطعیت تصمیم داور رو نادرست اعلام کرد.
سوم؛ با پیشبینی «کافه توهم» آلمان امسال قهرمانه!!!:
آخرین قهرمانیهای آلمانیها در جام جهانی فوتبال در سالهای ۱۹۹۰ و ۱۹۷۴ بدست اومد. این دو عدد را با هم جمع کنیم به ۳۹۶۴ میرسیم.
آرژانتین بیش از ۲۰ سال پیش، در سال ۱۹۸۶ توانست جام جهانی را به نام خودش ثبت کند. آنها هشت سال قبل از آن، یعنی در سال ۱۹۷۸ هم قهرمان شدند. ۱۹۸۶+۱۹۷۸=۳۹۶۴ !
برزیلیها هم یکبار در ۱۹۷۰ و بار دیگر در سال ۱۹۹۴ به قهرمانی رسیدند. جمع این دو عدد، عدد معروف ۳۹۶۴ میشود!
حالا اگر ۲۰۰۲ را از این عدد (یعنی ۳۹۶۴) کم کنیم، به عدد ۱۹۶۲ میرسیم. سالی که در آن، برزیل جامجهانی را برده بود! بنابراین قاعدتاً نباید منتظر پایان رقابتهای ۲۰۱۰ بمانیم تا قهرمان معلوم شود. از همین الان هم با یک جمع و تفریق ساده میتوانیم تیم برندهی جام را “حساب” کنیم!۱۹۵۴=۲۰۱۰ – ۳۹۶۴
قهرمان جهان در سال ۱۹۵۴، آلمانیها بودند.
من به دو دلیل با این محاسبهها موافق نیستم: (۱) چرا در این میان تیمی مانند ایتالیا که مثل آلمان و برزیل بیشترین فینالها رو تجربه کرده در محاسبهها وارد نشده، و (۲) تقویم میلادی یک تقویم طبیعی نیست که ریاضیات با اون منطبق باشه. به هر حال، یکی شدن نتیجهها جالبه و امیدوارم دستکم برای این جام صادق باشه!
بچه های فیزیک ورودی سالهای ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ دانشگاه آزاد قم
نویسنده خورشیدوش در اردیبهشت.۰۱, ۱۳۸۹, در دسته خاطرهها
سلام. اول این که بمبترین خبری که تا حالا کسی توی وبلاگ من دربارهی خودم خونده تو راهه. البته شاید برای هیجانانگیزتر شدنش به این زودیها فاش نکنمش. این خبر رو تو بخش نظرهای مهدی عباسیان مطلق اعلام خواهم کرد.
و اما موضوع این پست؛ این پست ویژهی دانشجوهای دورهی کارشناسی دانشگاه آزاد قم، ورودیهای ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ است. من خودم ورودی ۸۴ -ام اما چون خیلی از کلاسها رو با بچههای ۸۳ مشترک داشتم اونا رو هم به این اتاق دعوت میکنم. نکتهی دوم این که از خیلی وقت پیش به فکر نوشتن چنین پستی بودم تا این که نظر سروش جهانگیری از بچههای ۸۳ در همون پست مهدی عباسیان مطلق موجب شد دیگه معطلش نکنم.
تا کنون چند تا از همدورهایها وبلاگ من رو پیدا کردهاند: محمدجواد رضوان نیا، سروش جهانگیری، خانم یزدی نژاد، مهدی (که نام خانوادگیش رو ننوشته بود و دیگه هم سر نزد که بشناسمش). اگه همدورهایهایی که به وبلاگم سر میزنند نشانی این پست رو به همدورهایهای دیگهای که با اونها در ارتباط هستند بدند پاتوق خوبی برامون میشه و میتونیم خاطرههای اون زمانها رو مرور کنیم.
سیزده به در ۱۳۸۹
نویسنده خورشیدوش در فروردین.۱۷, ۱۳۸۹, در دسته خاطرهها
سلام. همین جا بگم که عنوان «سیزدهبهدر ۱۳۸۹» برای این پست چندان کامل نیست چون چیزای دیگهای رو هم میخوام بنویسم.
اول این که نوروز امسال من چند تفاوت تاریخی با سالهای گذشته داشت که مهمترینشان اینترنتزدگی کامل در این دو-سه هفته بوده اما در عوض فوتبالها و فیلمهای بسیاری رو درو کردم، البته نه فیلمهای پخش شده از تلوزیون دولتی ایران! دوم این که نوروز امسال من در کل خیلی شلوغ و پرترافیک بود. سوم رسیدگی به باغچههای خونه و کاشت بذر و نهال و رسیدگی به گل کاغذی (و اینجا) معروف خودم به همراه همدم سرخرنگش.
و اما ۱۳ به در: دو سالی هست که خانوادهی من و دو-سه خانواده از خویشان نزدیک به جای رفتن به جنگل و بوستان در سیزدهبهدر میریم به دشتهای اطراف قم. این کار دو امتیاز داره؛ یکی گذراندن یک روز متفاوت در طول سال است چون به طور معمول همه، سالی چندین بار رو به بوستان میریم، و دوم نبودن کسی جز خودمون در آنجا و امکان برگزاری یک سیزدهبهدر شاد به دور از دوربین موبایل شکارچیان صحنههای بلوتوسی ( و نه بلوتوثی!)! از جمله کارهایی که انجام دادیم همانندسازی رالی داکار و مسابقهی دو ۱۰۰ متر که من در مسابقهی دو با سه صدم ثانیه اختلاف دوم شدم.
امیدوارم شما هم سیزدهبهدری سبز و شاد رو سپری کرده باشید.
من در جنگ ایران و عراق
نویسنده خورشیدوش در اسفند.۰۷, ۱۳۸۸, در دسته خاطرهها
امروز میخوام یک خاطره از دوران جنگ براتون بگم. تعجب نکنید، درسته که ۲۴ سالمه ولی یکی دو سال آخر جنگ من هم بودم.
پیش از آخرای جنگ که من یک ساله و شاید کمتر از یک ساله بودم طی یک حملهی هوایی به شهر قم، یک فروند هواپیمای بمبافکن تعداد ۴ یا ۵ بمب رو به فاصلهی ۱۰ تا ۲۰ متر از انتهای کوچهی ما که به بلوار عماریاسر متصل است تا ۲ یا ۳ بنبست مانده به خیابان باجک رها کرد. بنبست خانهی ما هم بنبست اول از طرف باجک است.
تا اینجای کار رو داشته باشید، دوباره برمیگردم. بزرگترین برادرم که اون موقع ۱۲-۱۳ سالش بوده میخواسته بره برای تزریق و اتفاقا مسیر داخل کوچه به سمت عماریاسر رو انتخاب میکنه. وسط راه دوستاش رو میبینه که داشتند فوتبال بازی میکردند. یکی از دوستاش پیشنهاد میکنه که تو هم بیا برای بازی، اون هم جواب میده که بعد از تزریق مییام. میره برای تزریق و در راه برگشت یادش مییاد که خونهی مادربزرگم (مادر مادرم) هم کاری داشته؛ و این بار از توی باجک ۱ داره میره که یکی داد میزنه دراز بکش و تا روی زمین دراز میکشه یه ترکش از روی سرش رد میشه که ناشی از فرود بمب بوده. در این لحظه، اون هواپیمایی که گفتم، بمبهاش رو رها میکنه و برادرم به سوی کوچهمون شروع میکنه به دویدن.
دیدگاههای تازه