انجمن آموزگاران زبان و ادبیات فارسی قم - 23 فروردین 1387 / یک
با درودی پر از شادمانی، نشستهای «انجمن آموزگاران زبان و ادبیات فارسی استان قم» هر هفته و با حضور آموزگاران، استادان، دانشآموزان و دانشجویان رشتهی زبان و ادبیات فارسی، و نیز دانشجویان علاقهمند از رشتههای دیگر، مانند خودم، برگزار میشود. چندین بار، و به شیوههای گوناگون، خواستهام که حضورم رو در انجمن با همهی پارسیزبانان، و به ویژه یکی از دوستانم که در شهر دیگری است، تقسیم کنم تا دمی از زندگی خاکی و پایانپذیر دور شده و سخن عشق و مهرورزی، در پهنهی بیمرز اینترنت، از زبان استاد گرانمایه و ارجمندم «احمد عزتیپرور» شنیده شود. شوربختانه این کوششها بیهوده بود که یکی از دلیلهایش ساختارهایی بود که برای انتشار سخنان استاد در اینترنت برمیگزیدم (بیشتر جنبهی نوشتاری و کتابی داشت). امیدوارم که این بار ره به بنبست نبرم و بتوانم به شیوهی روزنوشتی و تهی از قید و بندهای نوشتارهای رسمی به آماجم برسم. پس از یک سال وقفه، در آذر ماه سال 1386 خورشیدی برگزاری نشستهای انجمن از نو آغاز شد و روند اصلی نشستها اینگونه در نظر گرفته شد: خواندن و بررسی یک حکایت (یا بخشی از یک حکایت) از مثنوی مولانا و خواندن و بررسی سه غزل از حافظ و روشنسازی معنی واژگان دشوار آنها. گفتنی است که حکایتهای مثنوی به قلم استاد گلچین شده و در موضوعهای مشخص، در دفترچههای جداگانه، با نام «سلسله مجالس گلگشت مثنوی» چاپ شدهاند. در چند ماه گذشته دفترچهی اول با نام «عشقنامهی مثنوی» خوانده شد. از هفتهی گذشته دفترچهی دوم با نام «جایگاه زن در مثنوی معنوی» را آغاز کردهایم. در دنباله، چکیدهی نشست امروز (23 فروردین 1387) را برایتان مینویسم.
دنبالهی "انجمن آموزگاران زبان و ادبیات فارسی قم - 23 فروردین 1387 / یک" را بخوانید... »