فروردین ۱۸م, ۱۳۹۱ دسته جامعه | ۲ دیدگاه »
امان از این روزگار رنگارنگ. من که این همه رفتم دنبال علوم نوین تا بلکه بفهمم دنیا دست کیه، یا به قول بی دین ها دست هیچ کس نیست، دیدم بله داشتیم آب توی هاون می کوبیدیم. قبلا در پست خدا کجاست؟ گفتم که «خدا رو نمیشه پیدا کرد، نمیشه دید، نمیشه لمس کرد. نه تنها به دلیل نقص حواس ما بلکه به دلیل ساختار جهان. پس نمیشه با فیزیک و حتی ریاضی که ابزاری به مراتب قدرتمند تر از فیزیک برای شناخت محیط اطراف ما است به دنبال یافتن او باشیم. تکلیف فلسفه هم از گفتگوی اول متن مشخصه.»
عده ای می گن دین باعث می شه مسیر تکامل انسان کند پیش بره چون «دین بر سر فعالیت های انسان ایجاد مانع می کنه، مثلا اگر داری چیزی می سازی که باهاش می شه فلان چیز رو چیزترش کرد، <جیزه>». یکی نیست به اینا بگه خوب اگه جیز نبود که نمی گفت اون چیزی که باهاش می شه فلان چیز رو چیزترش کرد جیزه! طرف جواب می ده دین کیلو چند. همون یکی می گه مگه نخوندی که می گن «خدا رو نمیشه پیدا کرد، نمیشه دید، نمیشه لمس کرد. نه تنها به دلیل نقص حواس ما بلکه به دلیل ساختار جهان. پس نمیشه با فیزیک و حتی ریاضی که ابزاری به مراتب قدرتمند تر از فیزیک برای شناخت محیط اطراف ما است به دنبال یافتن او باشیم. تکلیف فلسفه هم از گفتگوی اول متن مشخصه.» پس خیلی با اطمینان نگو دین کیلو چند.
برچسب ها: انسان, باورها و اعتقادات, تمدن, خدا, پیشرفت
فروردین ۱۲م, ۱۳۹۱ دسته جامعه, فرهنگ و تاریخ | بدون دیدگاه »
سلام. سال نو بر شما مبارک باشه.
این چند سال سعی کرده ام حتما تحویل سال نو رو به مخاطبان وبلاگم تبریک بگم. امسال اما کمی دیر. پدربزرگم که واقعا در حکمت دستی بر آتش داشت تقریبا ۴۵ روز پیش در ۸۵ سالگی به رحمت خدا رفت و این چند روز تعطیلی هم نتونستم چیزی بنویسم. روحش شاد.
امیدوارم سالی پر از موفقیت و شادکامی در پیش رو داشته باشد.
برچسب ها: جشن, زندگی, نوروز, همه چیزهای ایرانی
اسفند ۲۸م, ۱۳۹۰ دسته فیزیک | ۱ دیدگاه »
سلام.
وبلاگنویسی توی لینوکس یه حس و حال دیگه ای داره. توی این وضعیت احساس می کنم آدم فضایی هستم!
کار با تولکیت شبیه سازی Geant4 من رو به لینوکس دوخته. البته این یک توفیق اجباریه. پایان نامه ام هم داره خوب (کند اما آموزنده) پیش می ره.
ایمیلی به دستم رسید که در اون از قول دو بچه (دوقلو) -ی متولد نشده نوشته بود:
داداشی به نظر تو زندگی بعد از تولد وجود داره؟
آیا تو به وجود مامان اعتقاد داری؟
-
نه من به این اراجیف اعتقادی ندارم؛ من یک روشنفکرم
مگه تا حالا مامان رو دیدی؟
این گفتگوی ساده به این موضوع اشاره داره که اگه چیزی وجود داره لزوما نباید در حیطه ادراک ما باشه! البته شاید هم چیزهایی وجود نداشته باشند که ما با تخیلمون به وجود اونها فکر می کنیم. مثلا وجود لولو از دیدگاه بچه های خردسال.
پس وجود یا عدم وجود چیزی به درک ما احتیاجی نداره. سوال اینه که «حالا اگه ما بخواییم به وجود چیزی اعتقاد پیدا کنیم باید حتما حسش کنیم یا فقط درک کردنش کافیه؟ اصلا ابزار کافی برای حتما حس کردنش داریم؟»
جواب من «نه» است؛ البته از دیدگاه یک دانش آموخته فیزیک. خیلی ساده بگم: ساختار جهان به گونه ای است که ما توان دریافت اطلاعات (به این کلمه اطلاعات دقت کنید) بیشتر از یک مرز خیلی خیلی کوچیک رو نداریم. این یعنی نه به خاطر نقص حواس یا فناوری ما بلکه به خاطر ساختار جهان گرفتار این نقص هستیم.
یعنی مثلا اگر ما مورچه باشیم بالای کوه دماوند محاله که بتونیم از رویدادهایی که در قطب جنوب اتفاق می افته باخبر بشیم. تنها راه باخبر شدن از اون رویدادها اینه که به سمت قطب جنوب حرکت کنیم. این دقیقا مشکل انسان ها برای دریافت اطلاعات از نقاط دیگر جهان است.
خب اگه مورچه های بالای کوه دماوند نتونند اطلاعاتی از قطب جنوب دریافت کنند دلیل بر عدم وجود اون نیست.
بر می گردیم به سوال اصلی: «حالا اگه ما بخواییم به وجود چیزی اعتقاد پیدا کنیم باید حتما حسش کنیم یا فقط درک کردنش کافیه؟ اصلا ابزار کافی برای حتما حس کردنش داریم؟»
بله، ما با توجه به نقصی که به اون اشاره کردم نمی تونیم به جز از محدوده کوچکی از اطرافمون باخبر بشیم. اما این نمی تواند دلیل بر نبودن چیزی ماواری آن باشد.
نتیجه ای که می خوام بگیرم اینه: خدا رو نمیشه پیدا کرد، نمیشه دید، نمیشه لمس کرد. نه تنها به دلیل نقص حواس ما بلکه به دلیل ساختار جهان. پس نمیشه با فیزیک و حتی ریاضی که ابزاری به مراتب قدرتمند تر از فیزیک برای شناخت محیط اطراف ما است به دنبال یافتن او باشیم. تکلیف فلسفه هم از گفتگوی اول متن مشخصه.
باید از یه کانال دیگه وارد شد، کانالی که با اون بتونیم محدودیتی رو که ساختار جهان بر ما اعمال کرده دور بزنیم. اون کانال می تونه «اندیشه درباره علت وجود این جهان» باشه. فهمیدن چگونگی به وجود اومدن این جهان بنا بر آنچه گفته شد با احتمال قریب به یقین غیرممکنه. ابزار ما برای فهمیدن چگونگی به وجود آمدن ها در طبیعت فیزیک و زیست شناسی است و ابزار فهمیدن دلیل به وجود آمدن ها آموزه های فرامادی است که در نزد مسلمانان دین اسلام است.
برچسب ها: باورها و اعتقادات, پایان نامه
اسفند ۲۴م, ۱۳۹۰ دسته دانشگاه, شهر قم | ۴ دیدگاه »
شنبه این هفته در رابطه با مدرک دانش آموختگی رفتم دانشگاه آزاد قم. کارم راه افتاد اما تصاویر جالبی رو هم گرفتم که برام از راه افتادن کارم دلچسب تر بود.

جلد مجله منشور «شماره پاییز ۸۷» هنوز در برد دانشکده فیزیک وجود داره (یادش به خیر، در همه شماره هاش مقاله داشتم)

ویدئو پروژکتور رو گذاشتند تو قفس که فرار نکنه

ورودی کلاس ترمودینامیک که یکی از جذاب ترین کلاس های دوره لیسانس من بود

منظره خیابان از نزدیکی در ورودی کلاس ترمودینامیک (پاتوق بچه ها قبل از شروع کلاس)
در و دیوار کمی نو شده بود. خبری از حراست همیشه در صحنه هم نبود. در کل روز خوبی بود، خاطراتم زنده شد.
پانوشت: منظورم از دانشگاه آزاد قم دانشکده علوم پایه اش هست که در بلوار شاهزاده سید علی (شاستَلی خودمون!) قرار داره.
برچسب ها: دانشگاه, دانشگاه آزاد اسلامی, دانشگاه آزاد قم, شهر قم