اخترشناسی (نجوم، ستارهشناسی)، اخترفیزیک، کیهانشناسی، و کیهانشناسی فیزیکی چه تفاوتهایی با هم دارند؟
برای درصد بزرگی از مردم همه ی این واژگان در یک معنا هستند: اخترشناسی، نجوم، ستاره شناسی، اخترفیزیک، کیهان شناسی، و کیهان شناسی فیزیکی؛ و اون معنا اینه: نگاه کردن به ستاره ها و گفتن این که کدومشون کجای آسمون هستند یا این که خورگرفت و مه گرفت چه زمانی رخ می ده.
برای روشن شدن موضوع، به بیان معنای هر یک از این واژگان (در واقع رشته ها و زمینه ها) می پردازم:
۱- اخترشناسی (نجوم، ستاره شناسی):
این سه واژه، به طور کامل، هم ارز هستند و در لغت به شناخت اجرام آسمانی و، در کل، آنچه در بیرون از زمین است اشاره دارد. اخترشناسی، امروزه به دو رده ی آماتوری و حرفه ای دسته بندی می شود. آماتوری همون چیزیه که در بالا به اون اشاره شد، «نگاه کردن به ستاره ها و گفتن این که کدومشون کجای آسمون هستند یا این که خورگرفت و مه گرفت چه زمانی رخ می ده» و… . اخترشناسی حرفه ای هم زمینه های دیگر (اخترفیزیک، کیهان شناسی، و کیهان شناسی فیزیکی) رو پوشش می ده. پس تا اینجای کار معلوم می شه که اخترشناسی (نجوم، ستاره شناسی) یک تعریف کلی است و اون معنایی که در جامعه برای این واژه در نظر گرفته می شه درواقع معنای نجوم آماتوری است!
۲- اخترفیزیک:
در اخترفیزیک به بررسی فیزیکی (شناخت و تحلیل ریاضیاتی طبیعت) ستارگان، ابرنواخترها، سحابی ها، و در واقع یک جزء از کیهان (جهان) می پردازیم.
۳- کیهان شناسی و کیهان شناسی فیزیکی:
کیهان شناسی یعنی شناخت جهان در بزرگ ترین مقیاس آن. در این رشته، تک تک اجزا بررسی نمی شوند بلکه به آغاز، اکنون، و آینده ی ساختار کلی کیهان پرداخته می شود. در اصل، تنها در رشته ی فیزیک می توان به بررسی ساختارمند کل جهان دست زد. از سوی دیگر، با توجه به اهمیت موضوع، در رشته های دیگری هم بررسی کل کیهان در نظر گرفته شده است مانند فلسفه، دین شناسی، علوم خفیه (Esotericism). با توجه به این دست یازی رشته های دیگر به کیهان شناسی، اصطلاح کیهان شناسی فیزیکی برای «بررسی ساختارمند کل جهان توسط دانش فیزیک» به کار می رود.
شاید به دلیل همین درهم آمیزی واژگان بوده است که من برای برآورده کردن این آرزویم که بفهمم توی این جهان بی پایان چه خبره رفتم سراغ اخترشناسی (نجوم) آماتوری. خوشبختانه از اونجایی که یکی از برادرانم پیش از من رشته ی فیزیک رو برگزیده بود، با خواندن کتاب های او راهم را برای رسیدن به این آرزو پیدا کردم.
گفتن این نکته هم خالی از لطف نیست که کیهان شناسی بخش بزرگی از فیزیک نظری (محض) را تشکیل می دهد. برای کار در حوزه ی فیزیک نظری پیچیده ترین ریاضیات موجود در دانش های ریاضیاتی (علوم پایه و مهندسی) به کار گرفته می شود.


سلام
شما الان هم دانشجوی این دانشگاهی؟
من هم یک زمانی اینجا فیزیک میخوندم و توی انجمن علمی فعالیت داشتم الان حال و روز انجمن چطوریه؟
سایت جالبی داری
موفق باشی
ببینم شما آقای رضواننیا نیستی؟ محمدجواد، بد نبود «دربارهی من» رو از منوی سمت راست صفحه یه نگاهی میانداختی!
از بچههای ورودی خودتون از کسی خبر داری؟
ترم پیش ترم آخرم بود. البته هنوز عضو هیات تحریریهی مجلهی «منشور» فیزیک دانشگاه هستم.
ترمبهترم اوضاع بدتر شد. دانشجوهای صنایع با این که از ارائهی رشتهشون توی این واحد چند سال بیشتر نمیگذشت فعالیت خیلی بیشتری داشتند.
ممنون، شما هم موفق باشی.