روزنوشت‌های خورشیدوش » 2010 » آوریل

آرشیو برای اردیبهشت, ۱۳۸۹

بچه های فیزیک ورودی سال‌های ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ دانشگاه آزاد قم

اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۹ دسته خاطره‌ها | بدون دیدگاه »

سلام. اول این که متفاوت‌ترین خبری که تا حالا کسی توی وبلاگ من درباره‌ی خودم خونده تو راهه. البته شاید برای هیجان‌انگیزتر شدن به این زودی‌ها فاش نکنمش. این خبر رو تو بخش نظرهای مهدی عباسیان مطلق اعلام خواهم کرد. (تصحیح ۵ شهریور ۸۹: خبر رو به جای بخش نظرهای مهدی عباسیان مطلق، اینجا نوشتم)

اما موضوع این پست؛ این پست ویژه‌ی دانشجوهای دوره‌ی کارشناسی دانشگاه آزاد قم،‌ ورودی‌های ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ است. من خودم ورودی ۸۴ -ام اما چون خیلی از کلاس‌ها رو با بچه‌های ۸۳ مشترک داشتم اونا رو هم به این اتاق دعوت می‌کنم. نکته‌ی دوم این که از خیلی وقت پیش به فکر نوشتن چنین پستی بودم تا این که نظر سروش جهانگیری از بچه‌های ۸۳ در همون پست مهدی عباسیان مطلق موجب شد دیگه معطلش نکنم.

تا کنون چند تا از هم‌دوره‌ای‌ها وبلاگ من رو پیدا کرده‌اند: محمدجواد رضوان نیا، سروش جهانگیری، خانم یزدی نژاد، مهدی (که نام خانوادگیش رو ننوشته بود و دیگه هم سر نزد که بشناسمش). اگه هم‌دوره‌ای‌هایی که به وبلاگم سر می‌زنند نشانی این پست رو به هم‌دوره‌ای‌های دیگه‌ای که با اون‌ها در ارتباط هستند بدند پاتوق خوبی برامون می‌شه و می‌تونیم خاطره‌های اون زمان‌ها رو مرور کنیم.

سیزده به در ۱۳۸۹

فروردین ۱۷م, ۱۳۸۹ دسته خاطره‌ها | ۲ دیدگاه »

سلام. همین جا بگم که عنوان «سیزده‌به‌در ۱۳۸۹» برای این پست چندان کامل نیست چون چیزای دیگه‌ای رو هم می‌خوام بنویسم.

اول این که نوروز امسال من چند تفاوت تاریخی با سال‌های گذشته داشت که مهم‌ترینشان اینترنت‌زدگی کامل در این دو-سه هفته بوده اما در عوض فوتبال‌ها و فیلم‌های بسیاری رو درو کردم، البته نه فیلم‌های پخش شده از تلوزیون دولتی ایران! دوم این که نوروز امسال من در کل خیلی شلوغ و پرترافیک بود. سوم رسیدگی به باغچه‌های خونه و کاشت بذر و نهال و رسیدگی به گل کاغذی اینجا) معروف خودم به همراه همدم سرخ‌رنگش.

و اما ۱۳ به در: دو سالی هست که خانواده‌ی من و دو-سه خانواده از خویشان نزدیک به جای رفتن به جنگل و بوستان در سیزده‌به‌در می‌ریم به دشت‌های اطراف قم. این کار دو امتیاز داره؛ یکی گذراندن یک روز متفاوت در طول سال است چون به طور معمول همه، سالی چندین بار رو به بوستان می‌ریم، و دوم نبودن کسی جز خودمون در آنجا و امکان برگزاری یک سیزده‌به‌در شاد به دور از دوربین موبایل شکارچیان صحنه‌های بلوتوسی ( و نه بلوتوثی!)! از جمله کارهایی که انجام دادیم همانندسازی رالی داکار و مسابقه‌ی دو ۱۰۰ متر که من در مسابقه‌ی دو با سه صدم ثانیه اختلاف دوم شدم.

امیدوارم شما هم سیزده‌به‌دری سبز و شاد رو سپری کرده باشید.