" /> انجمن آموزگاران زبان و ادبیات فارسی قم - 18 مرداد 1387 / سه (روزنوشت‌های خورشیدوش)



 

 

« این جهان نه جای خوشی است | Main | انجمن آموزگاران زبان و ادبیات فارسی قم - 25 مرداد 1387 / چهار »

انجمن آموزگاران زبان و ادبیات فارسی قم - 18 مرداد 1387 / سه

پس از گذشت سه ماه و نیم که نتونستم در نشست‌های انجمن حاظر باشم، که دلیلش هم آزمون‌های پایان‌ترم و سپس درگذشت پدرم بود، از این هفته شرکت دوبار در نشست‌ها رو در دستور کار خودم دارم.

در این مدت «جایگاه زن در مثنوی معنوی» به پایان رسیده بود. پس از پایان آن «نخستین گلگشت در شعر معاصر / نقد، بررسی، وتحلیل حجم سبز (دفتر هفتم از هشت کتاب سهراب سپهری)» را آغاز کرده‌اند. از دیوان حافظ هم تا غزل 33 (خلوت‌گزیده را به تماشا چه حاجت است؟) پیش رفته بودند و این هفته غزل 34 (رواق منظر من آشیانه‌ی توست) خوانده و بررسی شد.

من که با «سری پر اندیشه» به مکان انجمن رسیدم با دگرگونی‌هایی در مکان انجمن روبرو شدم. استاد عزتی‌پرور از شنیدن خبر درگذشت پدرم متاثر شد و به من تسلیت گفت. دیگر دوستان حاضر در انجمن نیز خودشان را در غم من شریک دانستند به‌ویژه علی حیدرزاده که بیشتر با هم جور هستیم. در میانه‌ی نشست استاد برای تسلای من همگان را به شادی در زندگی تشویق کرد و بخشی از گذشته‌ی خود را و این که این شادی را خط مشی خود قرار داده است تعریف کرد. گفتارش به جایی گشید که یک خاطره‌ی ناگوار برایشان زنده شد و من و دیگران از این بابت اندوهگین شدیم.

از کتاب «حجم سبز» سهراب شعر «در گلستانه» را خواندیم و استاد عزتی‌پرور با استادی تمام آن را تفسیر کردند. تا هفته‌ی پیش شعرهای از روی پلک شب، روشنی من گل آب، پیامی در راه، ساده رنگ، و  آب خوانده و تفسیر شده بودند. علی (حیدرزاده) گفت که استاد در هفته‌ی گذشته شعر آب (آب را گل نکنبم) را چنان تفسیر کرد که از این که گفته‌های استاد رو ضبط نکرده بسیار پشیمان است. همچنین گفت که در تفسیر استاد، آب همان فرهنگ است. به نظرم، با این تعبیر خواندن این شعر ما رو با اوج اندیشه‌ی یک شاعر توانا مانوس می‌کنه. تا پیش از این شعرهای سهراب برای من نوعی «خط‌خطی کودکانه» به نظر می‌رسید ولی تفسیر استاد بر شعر در گلستانه این نظر من رو 180 درجه چرخوند.

غزل حافظ امروز:

1) رواق منظر چشم من آشیانه توست  ---  کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست
2) به لطف خال و خط از عارفان ربودی دل ---  لطیفه‌های عجب زیر دام و دانه توست
3) دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد ---  که در چمن همه گلبانگ عاشقانه توست
4) علاج ضعف دل ما به لب حوالت کن ---  که این مفرح یاقوت در خزانه توست
5) به تن مقصرم از دولت ملازمتت ---  ولی خلاصه جان خاک آستانه توست
6) من آن نیم که دهم نقد دل به هر شوخی  --- در خزانه به مهر تو و نشانه توست
7) تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار ---  که توسنی چو فلک رام تازیانه توست
8) چه جای من که بلغزد سپهر شعبده باز ---  از این حیل که در انبانه بهانه توست
9) سرود مجلست اکنون فلک به رقص آرد ---  که شعر حافظ شیرین سخن ترانه توست

 در اینجا واژگان دشوار و معنا و تفسیر برخی از واژگان را از زبان استاد می‌نویسم:

این نوشته نتیجه‌ی برداشت من از سخنان استاد احمد عزتی‌پرور است و شاید در بعضی جاها سخنی را درست متوجه نشده باشم و یا برداشت شخصی‌ام (خواسته یا ناخواسته) اعمال شده باشد

بیت 1:

آشیانه: 1.خانه‌ی پرندگان 2.خانه‌ی زمستانی و گرم / منظر: 1.بلندترین نقطه‌ی ساختمان

بیت 2:

خط: موی پیچ‌خورده و بلند کنار گوش

بیت 3:

بلبل: عاشق، شاعر عاشق / گل: معشوق / دلیل آوردن بلبل با صبا: زیرا بلبل در سحرگاهان می‌خواند - گل در صبح می‌شکفد / گلبانگ عاشقانه: با داشتن عشق می‌توان به گلبانگ عاشقانه دست یافت و اگر عشق نبود گلبانگ عاشقانه نصیب ما نمی‌شد.

بیت 4:

تو با یاقوت لب‌هایت می‌توانی درمان  ناتوانی من باشی. (با لب‌هایت: 1.با بوسه‌است 2.با گفتن سخنی)

بیت 5:

تقصیر: کوتاهی ندانسته / (قصور: کوتاهی دانسته و آگاهانه) / کوتاهی ندانسته و ناخواسته‌ای کرده‌ام ولی فشرده‌ی جانم (دل من) کنار و همراه توست (در آستانه‌ی خانه‌ی توست و هرگاه به خانه می‌روی پای بر دل من می‌گذاری و از روی آن می‌گذری).

بیت 6:

شوخ: 1.سبک و جلف 2.چرک و کثیف / من به هر سبک و جلفی دل نمی‌دهم. سکه‌ی دل من در صندوقچه‌ی توست و تو آن صندوقچه را مهر و موم کرده‌ای.

بیت 7:

لعبت: 1.عروسک 2.استعاره از وجود زیبا / شهسوار: کسی که سوار دل شاه است / شیرین‌کار: 1.کسی که اسب را خوب می‌راند 2.خوش‌رفتار و خوش‌حرکت / مصراع دوم: فلک گوی است و تازیانه‌ی تو چوب چوگان  --» سرنوشت در دست تو رام است و می‌توانی بر سرنوشت هم فرمان‌روایی کنی --» سرنوشت (فلک) اختیار مرا به دست تو داده است.

××× استاد در اینجا به این نکته اشاره کردند که سه تن از عارفان ایرانی شاهدپرست بوده‌اند و باور داشتند که خدا را تنها می‌توان در چهره‌ی زنان زیبا دید.

بیت 8:

شعبده --» شَعوَزه (که یک واژه‌ی آرامی است) / آسمان حقه‌باز از کلک‌های تو گمراه می‌شود - من کیستم که فریفته‌ی تو نشوم. / انبان: کیسه/

بیت 9:

ترانه‌ی مجلس تو اکنون می‌تواند آسمان را هم به رقص بیاورد که شعرش را حافظ سروده است.

××× از این بیت (و چندین بیت دیگر) حافظ می‌توان دریافت که او آهنگساز و خواننده هم بوده است.

.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

دنبالک‌های مرتبط

دنبالک‌های مرتبط برای این نوشته
http://ruznevesht.khorshidvash.com/cgi-bin/mt-tb.cgi/26

نظرتان را بنویسید

اگر پس از فشردن دکمه‌ی «فرستادن» خطایی نمایش داده شد آن را نادیده بگیرید. پیغامتان فرستاده شده است.

درباره‌ی این صفحه

این صفحه دربردارنده‌ی یکی از روزنوشت‌های خورشیدوش است که در تاریخ August 10, 2008 5:22 PM نوشته شده است.

روزنوشت پیشین این جهان نه جای خوشی است بود.

روزنوشت بعدی انجمن آموزگاران زبان و ادبیات فارسی قم - 25 مرداد 1387 / چهاراست.

روزنوشت‌های دیگر را می‌توانید در صفحه‌ی نخست یا در بایگانی بخوانید.

برداشت از نوشته‌های این روزنوشت تنها با نام بردن از منبع آنها (روزنوشت‌های خورشیدوش) رَواست. آنها را دوباره‌نویسی نکنید!