میگند همه چیز قدیمیش خوبه: یخچال، خودکارهای بیک، کاغذهای A4، دیسکهای سخت، ساعتها و البته رودخانهی قم. به سال من که قد نمیده ولی اونایی که 30 یا 40 سال پیش رو یادشونه از طغیانهای پیاپی و لبریز شدن آب رودخانهی قم چه داستانها که تعریف نمیکنند. من که این لبریز شدنها رو یادم نیست ولی یادمه که خواب میدیدم آب رودخانهی قم مثل قدیما اومده بالا! (شاید آرزوی دیدن این صحنه رو داشتهام که خدا رو شکر دستکم توی خواب دیدمش!) چند روز پیش که داشتم از روی یکی از پلهای رودخانهی قم رد میشدم این عکس رو گرفتم:
یکی از خوبیهای ساختن سد اینه که آب کمتری از رودخانه میگذره و از گرمی هوا کم نمیشه و مردم به آسایش این دنیای خاکی دل نمیبندند!! باز هم یادمه یک بار که آب پشت سد رو آزاد کرده بودند تا چند ده متر دورتر از رودخانه هم نسیم خنک رخسارم رو مینوازید (طبع شاعریم گل کرده). یکی دیگه از خوبیهای ساختن سد، بهکاربری بهینه از امکانات هست. میبینید چه جای پارک خوبی برای خودروها پیدا شده. از مسئولان کنونی کشور هم چند تا چشمه از این بهکاربریهای بهینه رو دیدهایم. راستی یه چیز دیگه هم بگم. توی قم، با وجود چنین ژرفاندیشیهایی برای جلوگیری از کمآبی (!)، هنوز هم در بسیاری از خانهها آب آشامیدنی وجود نداره و آب لولهکشی تنها به درد شستوشو میخوره. ساکنان همون «بسیاری از خانهها» باید دو تا دبهی 20 لیتری دست بگیرند و از ایستگاه آب شیرین سر کوچهشون آب شیرین بیارند خونه تا بچههاشون از اون آب شور و تلخ و آلوده نخورند. پانوشت: رودخونهی قم اون جوی آب میانهی تصویر نیستشا! جادههای سمت چپ و راست رو هم به اون پیوست کنید. این جوی آب رو به این دلیل هنوز از رودخانهی قم بر جای گذاشتهاند که Google Earth فکر نکنه این رودخانه پوششی بر فعالیتهای هستهای ما بوده و حالا که به هدفمون رسیدیم دیگه شیرهای آب رو از سرچشمهاش بستهایم!