بایگانی آبان, ۱۳۸۸
زمان
نویسنده خورشیدوش در آبان.۱۹, ۱۳۸۸, در دسته فیزیک
جذابترین موضوع فیزیکی برای من موضوع «زمان» است. اگر انسان روزی بتواند زمان را بفهمد آن روز روزی است که میتوان گفت بخش کوچکی از دین خود نسبت به خدا را ادا کرده است.
البته باید اعتراف کرد که موضوع زمان بدون حل چنیدن چیستان دیگر امکانپذیر نیست. یهجورایی چند چیستان تودرتو وجود دارند که حل یکی از اونا بدون در نظر گرفتن اونای دیگه نشدنی است.
برای نمونه ما هنوز دربارهی چگونگی آغاز آفرینش دچار ابهامهایی بسیار بزرگ هستیم. جالبه بدونید دانشمان تا کسر بسیار کوچکی از ثانیه (خیلی خیلی کوچکتر از ۰٫۰۰۱ ثانیه) از آغاز آفرینش، بر پایهی نظریهی مهبانگ (انفجار بزرگ)، پیش رفته است. این زمان باقیمانده تا آغاز آفرینش میتواند بسیار متفاوت با پیشبینی فیزیکدانان باشد. دو الگوی پررنگتر این دو هستند:
(…)
بار غمی که خاطر ما خسته کرده بود — عیسیدمی خدا بفرستاد و برگرفت
نویسنده خورشیدوش در آبان.۱۰, ۱۳۸۸, در دسته خاطرهها
گاهی بعضی چیزا برای آدم ارزش زیادی پیدا میکنه؛ یه ساعت، یه نامه، یه عکس، یه تصنیف، یه کتاب، و شاید یک رخداد طبیعی.
توی پست «ای کاش من هم با او میمردم» داستان دو تا گل رو تعریف کردم که توی باغچهی خونهمون در کنار هم رشد کرده بودند و زمستان سال ۱۳۸۶ یکی از اونا رو خشکوند. گل برگکاغذی مرده بود و اون یکی هنوز زنده. هر دوی اونا رو پدرم کاشته بود. از این که دستکم هنوز یکی از اون دو جون داره شاد بودم ولی
(…)
گلی که شاخه از درونش گذشته!
نویسنده خورشیدوش در آبان.۰۸, ۱۳۸۸, در دسته دستهبندی نشده
بهار سال ۸۷ این گل رو توی باغچهی خونه دیدم. جالبه که گل در انتهای شاخه نیست و شاخه از درونش رد شده.

اصطکاک، خوب یا بد؟
نویسنده خورشیدوش در آبان.۰۵, ۱۳۸۸, در دسته فیزیک
به نظرتون اصطکاک (به تعبیری: مقاومت در برابر حرکت جسم توسط محیط یا جسم دیگر) خوبه یا بده؟
اصطکاک بیشتر مشکلی برای بیشتر سرعت گرفتن وسیلههای متحرک مانند خودرو، توپ فوتبال، و … است. از سوی دیگه هر چیزی که روی زمین میکشید یا هل میدهید هم به دلیل وجود اصطکاک انرژی بیشتری از شما میگیره. به همین دلیله که خیلی وقتا آرزو میکنید که ای کاش اصطکاک نبود.
فرض میکنیم که این آرزوی شما براورده شده و شما میخواهید دواندوان این خبر خوش رو به دوستتون برسونید:
صحنهی اول:
از جاتون که پا شدید اولین گام رو که برمیدارید فورا به زمین میخورید.
صحنهی دوم:
از من میپرسید که در این شرایط چهکار کنم. منم خودرو با موتور جت رو به شما پیشنهاد میکنم (البته خودروی جتی که هر چهار طرفش موتور داشته باشه و موتورهاش هم توانایی تغییر زاویه داشته باشند). سوار بر خودروی جت به سوی خونهی دوستتون در حرکت هستید که ناگهان باران شروع به باریدن میکند.
صحنهی سوم:
پزشکی قانونی علت مرگ شما رو سوراخ شدن جمجمه و به تبع اون مغزتون توسط قطرههای باران تشخیص میدهد.
صحنهی چهارم:
هنگامی که دارند شما رو توی اتاقکهای باریک سردخونه میذارند از خواب میپرید.
با توضیح هر یک از این چهار صحنه پی به ارزش اصطکاک خواهید برد:
(…)
دیدگاههای تازه