روزنوشت‌های خورشیدوش

بایگانی شهریور, ۱۳۸۷

آغاز به خواندن برای کنکور کارشناسی ارشد

نویسنده خورشیدوش در شهریور.۲۵, ۱۳۸۷, در دسته دانشگاه

آخیش راحت شدم. من به شدت از کارهای زمان‌بر و کم‌نتیجه بدم می‌یاد. حالا هم از یک رشته از این کارها رها شده‌ام. افزون بر این کارهای فرسایشی (!) چند تا کار پژوهشی هم داشتم که اون‌ها رو هم به انجام رسوندم. شاید الان کمی دیر باشه و رقیبان اصلی کنکور ارشد اسب‌هاشون رو به جنبش درآورده باشند. من هم سه‌چهار ماه پیش اسبم رو زین کردم ولی فرصت راه انداختنش دست نداد و تا حالا توی طویله منتظره. امشب آوردمش بیرون و یه‌کمی توی حیاط چرخوندمش و فردا راه می‌افتم.


Leave a Comment : بیشتر...

عروسک تو هستم، این افتخار منه

نویسنده خورشیدوش در شهریور.۱۵, ۱۳۸۷, در دسته جامعه

مثل یک عروسکِ بی‌اختیار نخ رو به هر سو کشیدی به همان سمت رفتم، من رو به این سمت نکش؛ نخم پاره می‌شه و دیگه به درد نمی‌خورم. من را از خودت نران.

حافظ به من یاد داده که باید دل شاهد رو به دست بیاری، باید نازش رو بکشی، نباید بهش اعتراض کنی، نباید ازش گله کنی.شاهد خداوند توست. اعتراض به او معنا ندارد. چرا؟ چون خداوند توست، خداوند. اعتراض نکن. اگر اعتراض کنی باختی.

(…)

Leave a Comment :, بیشتر...

انجمن آموزگاران زبان و ادبیات فارسی قم – ۸ شهریور ۱۳۸۷ / پنج

نویسنده خورشیدوش در شهریور.۱۳, ۱۳۸۷, در دسته دسته‌بندی نشده

به دلیل مشغله‌ی بیش از اندازه‌ی این چند روز نشست این هفته رو خیلی خلاصه می‌نویسم.


این
نوشته نتیجه‌ی برداشت من از سخنان استاد احمد عزتی‌پرور است و شاید در
بعضی جاها سخنی را درست متوجه نشده باشم و یا برداشت شخصی‌ام (خواسته
یا ناخواسته) اعمال شده باشد.

غزل حافظ:

بیا که قصر امل سخت سست بنیادست — بیار باده که بنیاد عمر بر بادست
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود — ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست
چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب — سروش عالم غیبم چه مژده‌ها دادست
که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین — نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست
تو را ز کنگره عرش می‌زنند صفیر  —ندانمت که در این دامگه چه افتادست
نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر — که این حدیث ز پیر طریقتم یادست
غم جهان مخور و پند من مبر از یاد  — که این لطیفه عشقم ز ره روی یادست
رضا به داده بده وز جبین گره بگشای  — که بر من و تو در اختیار نگشادست
مجو درستی عهد از جهان سست نهاد  — که این عجوز عروس هزاردامادست
نشان عهد و وفا نیست در تبسم گل  — بنال بلبل بی دل که جای فریادست
حسد چه می‌بری ای سست نظم بر حافظ — قبول خاطر و لطف سخن خدادادست

(متن غزل از اینجا: http://hafez.mastaneh.ir/?p=522 )

(…)

Leave a Comment :, , بیشتر...

یه‌کمی دفترچه خاطره‌ای‌تر

نویسنده خورشیدوش در شهریور.۱۳, ۱۳۸۷, در دسته دسته‌بندی نشده

دیگه می‌خوام ایجا بیشتر به شیوه‌ی دفترچه خاطره‌ای بنویسم. یعنی رخدادهایی رو که شاید ییشتر برای خودم خوندنی‌یه. یه‌جورایی می‌خوام ساده‌تر و بی‌چارچوب‌تر بنویسم.

این چند روز خیلی سرم شلوغ بود. یه برگردانی مقاله برای مجله‌ی دانشگاه، روبه‌راه کردن CMS های پایگاه وبم، بازبینی مقاله‌ی بتا و کاپا، و آغاز ادامه‌ی کار بر ری پروژه‌ی «ضریب بازگشت». الان تنها آخریش به انجام نرسیده و گمونم ۴-۵ روزی به زمان نیاز داشته باشه.

Leave a Comment بیشتر...

دنبال چیزی می‌گردید؟

از این فرم برای جستجو استفاده کنید:

هنوز نتوانسته‌اید آن‌چه دنبالش بودید را پیدا کنید؟ دیدگاه بگذارید یا با ما تماس بگیرید تا رسیدگی کنیم!

نظرسنجی

کدام موضوع‌ها برایتان جذاب‌تر است؟

مشاهده نتایج

بارگذاری ... بارگذاری ...