روزنوشت‌های خورشیدوش » 1387 » ژانویه

آرشیو برای فروردین, ۱۳۸۷

فیلتر شدن بالاترین در صبانت قم و باز بودن آن در یک ISP با اتصال دیال-آپ

فروردین ۱۴م, ۱۳۸۷ دسته رایانه و اینترنت | بدون دیدگاه »

عجب اشتباهی کردم که این روز سیزدهم فروردین سیزده رو به در نکردم. هنوز هیچی نشده بود ساعت ۵ یا ۶ صبح دیدم با ADSL صبانت (در قم) «بالاترین» فیلتر شده. همون موقع فورا با یک اتصال دیال-آپ به اینترنت وصل شدم و دیدم که با اون اتصال (که از یکی از ISP-های سخت‌گیر هست و همه‌چیز رو فیلتر می‌کنه) مشکلی نیست و بالاترین باز می‌شه.

ادامه این مطلب را بخوانید »

دانشگاه آزاد قم یا مدرسه؟

فروردین ۱۳م, ۱۳۸۷ دسته دانشگاه | ۱۰۴ دیدگاه »

خیلی‌ها به دانشگاه آزاد گیر می‌دند که سطح علمیش پایینه و یا منظم نیست. ولی از اونجایی که مدرسان جوان‌تر و کوشاتری داره از سر کلاس چیزای بیشتری می‌شه یاد گرفت.

بگذریم؛ می‌خوام یه چیزی تعریف کنم که دانشگاه آزاد موجب اون نشده ولی خوندنی‌یه. ترم اول که بودم همون یکی دو هفته‌ی اول سر کلاس شیمی (که چندان برایم دلچسب نبود)  صحبت از امکانات دانشگاه آزاد شد و من هم گفتم: «دانشگاه ما مثل یک دبیرستان بزرگه». استاد ما هم که خیلی جوون بود اخم‌هاش رفت تو هم و من دو زاریم افتاد که به زودی یک برخورد فیزیکی- شیمیایی (رشته‌ی من که فیزیک و رشته‌ی استادمون شیمی) رخ خواهد داد. با توجه به این که تا اندازه‌ای حاضر جواب هستم و اغلب جواب‌ها رو از توی آستینم در می‌یارم فوری، با تاکید، گفتم «واقعا امکانات اینجا خیلی بده» تا روی سخنم تنها امکانات باشه و نه سطح علمی و … .

ادامه این مطلب را بخوانید »

پیرمرد تشنه و کودکی که آب‌میوه در دست داشت

فروردین ۱۱م, ۱۳۸۷ دسته خاطره‌ها | بدون دیدگاه »

یکی از رخدادهای تاثیرگذار در زندگی من در روزگاری که دبستانی بودم روی داد. یک روز که از دبستان به خانه بر می‌گشتم نگاهم به گوشه‌ای از پیاده‌رو (ده متر جلوتر از من) افتاد، جایی که هر روز پیرمرد کفش‌دوز را می‌دیدیم. پیرمرد یک قوطی خالی کنسرو ماهی در دست گرفت و یک کودک پنج یا شش ساله بیش از نیمی از آب‌میوه‌اش را در قوطی آن پیرمردریخت.

ادامه این مطلب را بخوانید »

من یک دزد هستم

فروردین ۱۱م, ۱۳۸۷ دسته جامعه | بدون دیدگاه »

می‌دونید، من یک دزد بودم. الان هم گهگاه دزدی می‌کنم. خیلی دلم می‌خواد دیگه دزدی نکنم ولی گاهی وادار به دزدی می‌شم. وجدان‌درد می‌گیرم ولی چه کار کنم؟ آخه وقتی یه دزد لقمه‌ی حروم از گلوش رفت پایین، راه برگشت براش خیلی سخت می‌شه. به من کمک کنید. کمک کنید که دیگه دزد نرم‌افزار نباشم…

خوب وقتی من خودم دزدی می‌کنم که نمی‌تونم بگم شما دزدی نکنید. همین الان که دارم این نوشته رو می‌نویسم توی و.ی.ن.د.و.ز  قفل‌شکسته (cracked) هستم و تصویرهایی رو که در دنباله‌ی این نوشتار می‌بینید با برنامه‌ی CuteFTP به فضای وبم فرستاده‌ام که اون هم قفل‌شکسته است. ویروس‌کش قفل‌شکسته‌ی Kaspersky هم در حال ویروس‌یابی رایانه‌ام هست.
این نوشته رو تنها برای بررسی وخامت اوضاع می‌نویسم، چون خرماخورده که نهی خرما نمی‌کنه!

ادامه این مطلب را بخوانید »