شباهتهای من و دولتهای نهم و دهم
بخش اول:
داستان از اونجایی شروع میشه که در تاریخ ۲۹ مرداد ماه (یا به تازگی دوباره امرداد ماه) ۱۳۷۵ یک دستگاه رایانهی اونزمانی با پردازندهی AMD A80486DX4-100SV8B و ۴ مگابایت رم خریدیم. سپس در سال ۱۳۸۱ یک دستگاه دیگر با پردازنده پنتیوم ۳ اینتل ۸۰۰ مگاهرنزی با ۱۲۸ مگابایت رم تهیه کردیم، با این تفاوت که نمایشگر دستگاه قبلی که سی.تی.ایکس بود رو هنوز استفاده میکردم. اکنون، در ۲۱ تیرماه ۱۳۸۹، یک دستگاه لپ تاپ دل، مدل ووسترو ۱۰۱۵، با پردازندهی کور ۲ دوآ – ۲٫۱ گیگاهرتز – و ۲ گیگابایت رم، خریداری کردهام.
بخش دوم:
توانایی کاربری رایانهای من از دومین دستگاه شکوفا شد! و روی همین حساب پس از گذشت ۳-۴ سال و نیاز به سرعت و رم بیشتر با «ترفندهای نرمافزاری!» و کمتر سختافزاری به رفع نیاز میپرداختم. تا اینجای کار مشکلی وجود نداشت، تا این که با اصطلاحا نیمسوز شدن اون نمایشگر سی.تی.ایکس زنگ خطر به صدا در آمد. این بار با مدارا و افزایش رنگ و نور مانیتور جنبش (تحول) سختافزاری رو به تاخیر انداختم. باز هم یک سال گذشت و صداهای کلاشینکفوار هارد و فن آغاز شد و همزمان با آن سی.تی.ایکس باستانی، پس از یازده سال خدمت، برای همیشه خاموش شد. در این لحظهی تاریخی و با حضور رسانههای همگانی نخستین جنبش سختافزاری رخ داد و یک نمایشگر سامسونگ تهیه کردم. در متن این جنبش، تغییرات دیگری همچون افزایش رم تا ۵۱۲ مگابایت و افزایش کارت گرافیک از ۸ مگابایت به ۶۴ هم به انجام رسید. دیری نگذشت که صداهای کلاشینکفوار جای خودش رو به شکستن پیاپی دیوار صوتی داد و با هر بار شکسته شدن دیوار صوتی دستگاه ریست میشد. پاور سوخت، سیدی رام سوخت، موس خراب شد، و در پایان جنبش سختافزاری دوم هم رخ نمود! هارد، پاور، دیویدی رایتر، و موس هر کدام در زمان خودشان تعویض شدند؛ اما باز هم دیری نگذشت که سرباز درون هارد دیسک دوباره کلاشینکف را به دست گرفت و به سوی دشمنان فرضی شلیک مینمود.
بخش سوم:
من پیش از ورود به دانشگاه چندان درگیر رخدادهای سیاسی نبودم اما پس از آن و روی کار آمدن دولت نهم آنها را دنبال میکنم. در اینچا، تنها به بررسی اون بخشی که به این پست مربوط میشه میپردازم. توپولفهای تاریخ گذشته پیاپی سقوط کردند، سیل قم مردم حاضر در پارکینگ رودخانهی قم (چی شد سرانجام؟ پارکینگ یا رودخونه؟!!!) رو کشت، قطارها واژگون شدند، دو تا اتوبوس سوخته رو خودم توی آزادراه قم-تهران دیدم، بنزین گران و سهمیهبندی شد، به جای مقاومسازی ساختمانها پیشنهاد تخلیهی چند میلیونی تهران داده شد، بدون افزودن بهاندازهی امکانات دانشگاهی ظرفیتها افزوده شد، خودروهای بیکیفیت و پرمصرف بیدرنگ وارد خیابانها شدند، تهدید و ترغیب به کاهش مصرف آب و برق و بدتر از همه گاز (ایران دومین رتبه رو در منابع گاز طبیعی جهان دارد)، و، و، و …
بخش پایانی (فرجام):
من تا وادار نمیشدم، برای افزایش بهرهوری، به تغییر سختافزاری دست نمیزدم و البته هر چند دیر اما سرانجام این تغییر انجام میشد. پرسش اینجاست که دولت چه زمانی و تحت چه شرایطی دست از بهینهسازی نرمافزاری بر خواهد داشت و زیربناهای سختافزاری را بهبود خواهد بخشید.

سلام؛
داشتم دنبال یک پدیده ای در مورد سحابیها میگشتم که سایتت رو پیدا کردم. بسی لذت بردم از پشتکارت در تهیه مقالات فیزیکی و نجومی… پاینده باشی!
—
فقط این رنگ قالبت چشمم رو در آورد توی این نیم ساعت!
سلام.
تشکر از نظر و نقدت.
فرصت و حوصلهاش پیش بیاد، در آینده عوضش میکنم.
دیروز و امروز وقتم آزاد بود هم قالب وبسایت و هم قالب وبلاگ رو عوض کردم.
راستش تا حالا از سر تنبلی عوضش نکرده بودم.