دانش‌زایی فارسی‌زبانان

همین الان یک ایمیل درباره‌ی پاسداشت زبان فارسی دریافت کردم. موضوع اون درباره‌ی آسیب‌دیدگی زبان فارسی ناشی از برگردان‌های ناشیانه بود؛ برگردان‌هایی که در آنها به جای ملاک قرار دادن زبان مقصد (فارسی)، ساختار زبان مبدا در متن ترجمه‌شده دیده می‌شود.
این یک سوی قضیه است که جای بحث بسیار دارد؛ سوی دیگر قضیه مقصد بودن زبان فارسی در «شاید» بیش از 95 درصد ترجمه‌هاست. زبان انگلیسی نمونه‌ای روشن از یک زبان پویا و پایدار است و دلیل این پایداری، دانش‌زایی گویشوران این زبان است که نتیجه‌ی آن مرجع شدن انگلیسی بوده است. این یک امتیاز برای زبان انگلیسی است و زنده ماندن آن را تضمین می‌کند.
متاسفانه، ما گویشوارن زبان فارسی در دانش‌زایی سهم بسیار کوچکی داریم و بدتر از آن زبان فارسی در فهرست زبان‌های تولیدکننده‌ی دانش چنان پایین است که کسی در اون سمت زمین حتی به فکر آموختن زبان فارسی برای این منظور هم نمی‌افتد. تنها برگ برنده‌ی زبان فارسی «ادبیات غنی» آن است که اون هم میراث گذشتگان 500 سال به قبل ماست.
از نظر من تنها همین دو فاکتور، یعنی «دانش‌زایی» و «ادبیات غنی»، تضمین‌کننده‌ی پایداری هر زبانی است. برداشت من این است که وزنه‌ی دانش‌زایی سال به سال در حال سنگین‌تر شدن است و باید بیشتر بر روی آن تمرکز کرد...



باجک

چشم‌تون روز بد نبینه. یک هفته پیش دچار اسپاسم ماهیچه‌های کمر شدم که هنوز هم ادامه داره و از پریروز با یه سرماخوردگی فیل‌انداز دارم دست و پنجه نرم می‌کنم.
دو ساعتی هست که سردردم فروکش کرده. اومدم یه سری به اینترنت بزنم؛ توی مقاله‌ی اسپرانتو-ی ویکی‌پدیا به مقاله‌ی قم (زادگاه من) لینک زنده شده بود ( آیت الله خمینی در ابتدا با اسپرانتو موافق بود و آن را باعث وحدت مسلمانان می‌دانست. حتی تدریس این زبان در قم شروع شد. هر چند بعدا در سال ۱۹۸۱، وی با ترویج آن مخالفت کرد. این امر بعد از آن صورت گرفت که وی دریافت مذهب بهائی به ترویج اسپرانتو علاقه دارد.) و توی مقاله‌ی قم به محله‌ی من، یعنی باجک، لینک زده شده بود (تعدادی از محلات جدید شهر قم با نامهای یزدانشهر، صفائیه، دورشهر، زنبیل‌آباد، سالاریه، صفاشهر، نیروگاه، شاهزاده ابراهیم، خاکفرج، باجک، آذر، ۳۰ متری کلهری، ۳۰ متری کیوانفر، مهدیه، شاه سید علی، قائم، شهرک امام خمینی، قم نو و دهها محله دیگر نامیده شده‌اند.) که توجه‌ام رو جلب کرد و روش کلیک کردم...



کاربرد فیزیک در زندگی روزمره

بسیاری از کلیدواژه‌هایی که کاربران اینترنت به واسطه‌ی اون‌ها از موتورهای جستجو به وب‌سایت یا وبلاگ من راهنمایی می‌شند دارای مضمون «کاربرد فیزیک در زندگی روزمره» هستند. من تا کنون مقاله یا روزنوشتی با این مضمون ننوشته بودم و با توجه به این که کسان بسیاری در پی چنین نوشتاری هستند این نوشتار رو آماده کردم.
واژه‌ی فیزیک یک واژه‌ی یونانی به معنای «طبیعت» است و امروزه در معنای «طبیعت‌شناسی» به کار می‌رود. هر چیزی که پیرامون خود می‌بینید، حتی چیزهایی که به نظرتان مصنوعی (ساخت بشر) هستند، به نوعی بخشی از طبیعت به شمار می‌آیند. پس اگر بتوان طبیعت را شناخت (فیزیک)، می‌توان ارتباط بهتری هم با این دست‌ساخته‌های بشری (ابزارهای زندگی روزمره) برقرار کرد...



اندرزهایی از کورش شاه و داریوش شاه

یکی دو هفته‌ی پیش دو کتاب با عنوان‌های «اندرزهای کورش بزرگ» و «اندرزهای داریوش بزرگ» نوشته‌ی سید علی‌اصغر شریعت‌زاده به دستم رسید. در این کتاب‌ها جمله‌هایی تاریخی از این دو بزرگ‌مرد تاریخ می‌خوانیم که برخی از آنها، با وجود گذشت هزاران سال، تازه به نظر می‌رسند.
نمونه‌هایی از آنها را در اینجا می‌آورم.

کورش شاه:
1. خودت را بشناس، آنگاه شاهد سعادت در آغوشت خواهد بود.
2. ای فرزند، نخستین اندرزم به تو این است که راستگو باشی تا لااقل از آن‌چه مستوجب شده در امان باشی و مطمئن باش که دروغ‌پردازی مانع رواج همدردی بین افراد بشر است.
3. شما باید ناظر رفتار من و مراقب باشید که آیا تکالیف خود را به‌درستی انجام می‌دهم یا نه.
4. هرگاه کسی خود واجد مزایا و فضائل نباشد، حق ریاست بر دیگران را ندارد.
5. حرمت قانون را بر خود واجب شمارید و خصایل و سنن قدیمی را گرامی بدارید.
6.



محمدباقر کاظمی

محمدباقر، روش و مسلکی ویژه‌ی خود داشت. کم‌تر کسی رو همانند او دیده بودم. به نظرم، در قالب این زمان و مکان نمی‌گنجید.
آشکارا در زبان و ادبیات فارسی یک سر و گردن از دیگران بالاتر بود هرچند با روش مطالعه‌ی فیزیکی که پیش گرفته بود موافق نبودم. فیزیک رو هم ادبیاتی فرا می‌گرفت. شنیده بودم که حافظه‌ی خوبی داره.

_MG_0647.JPG
ابیانه - 1385 - من (سمت راست) و شماری از دوستان حاضر در سفر هسته‌ی نجوم  دانشگاه، از جمله محمدباقر (در وسط تصویر)

امروز، تصویر آخر، پیش از به‌خاک‌سپاری محمدباقر، مرا منقلب کرد. توانایی توصیف آنچه در اون لحظه بر من گذشت رو ندارم.
خدایش بیامرزاد.



سحابی چشم گربه

سحابی‌ها گونه‌ای از اجرام بسیار زیبا در آسمان هستند که از غبار، گاز و پلاسما در فضاهای میان‌ستاره‌ای تشکیل شده‌اند.
زیباترین سحابی‌ای که تا کنون دیده‌ام سحابی ان‌جی‌سی 6543 بوده که به نام سحابی چشم گربه معروف است.
تصویری از سحابی چشم گربه رو می‌تونید در اینجا ببینید (منبع تصویر: Hubble heritage):

NGC-6543.jpg



یاس یا ندای راست؟

توی این روزگار آن اندازه بی‌هنری و ناجوانمردی پیرامونمون رو گرفته که درخشش هنر و جوانمردی به‌سختی به چشممون می‌رسه! یا اصلا آن‌چنان به بی‌هنری‌ها و ناجوانمردی‌ها عادت کرده‌ایم که برامون خوشایند شده‌اند. من و شما درباره‌ی تختی بیشتر می‌دونیم یا (...)؟ درباره‌ی مهدی اخوان ثالث یا (...)؟ خیلی دلم می‌خواد در آینده‌ی نزیک درباره‌ی این دو بنویسم.
پهلوانی‌های تختی را الگوی رفتارهایمان قرار می‌دهیم یا هم‌تیپ فلان بازیکن فوتبال می‌شویم که پاسخش به تماشاچی دشنام است؟
چند روز پیش