من در جنگ ایران و عراق
نویسنده خورشیدوش در اسفند.۰۷, ۱۳۸۸, در دسته خاطرهها
امروز میخوام یک خاطره از دوران جنگ براتون بگم. تعجب نکنید، درسته که ۲۴ سالمه ولی یکی دو سال آخر جنگ من هم بودم.
پیش از آخرای جنگ که من یک ساله و شاید کمتر از یک ساله بودم طی یک حملهی هوایی به شهر قم، یک فروند هواپیمای بمبافکن تعداد ۴ یا ۵ بمب رو به فاصلهی ۱۰ تا ۲۰ متر از انتهای کوچهی ما که به بلوار عماریاسر متصل است تا ۲ یا ۳ بنبست مانده به خیابان باجک رها کرد. بنبست خانهی ما هم بنبست اول از طرف باجک است.
تا اینجای کار رو داشته باشید، دوباره برمیگردم. بزرگترین برادرم که اون موقع ۱۲-۱۳ سالش بوده میخواسته بره برای تزریق و اتفاقا مسیر داخل کوچه به سمت عماریاسر رو انتخاب میکنه. وسط راه دوستاش رو میبینه که داشتند فوتبال بازی میکردند. یکی از دوستاش پیشنهاد میکنه که تو هم بیا برای بازی، اون هم جواب میده که بعد از تزریق مییام. میره برای تزریق و در راه برگشت یادش مییاد که خونهی مادربزرگم (مادر مادرم) هم کاری داشته؛ و این بار از توی باجک ۱ داره میره که یکی داد میزنه دراز بکش و تا روی زمین دراز میکشه یه ترکش از روی سرش رد میشه که ناشی از فرود بمب بوده. در این لحظه، اون هواپیمایی که گفتم، بمبهاش رو رها میکنه و برادرم به سوی کوچهمون شروع میکنه به دویدن.
آینده ی جهان دیجیتال
نویسنده خورشیدوش در اسفند.۰۶, ۱۳۸۸, در دسته رایانه و اینترنت
تا پیش از ده سالگیم فکر میکردم دکترا چهقدر بدجنس هستند که این بیماریها رو اختراع میکنند
و ما هم فرت و فرت دچارشون میشیم. اون وقتها مثل الان سرزبوندار نبودم که گریبان یکی رو بگیرم و جریان رو بپرسم. این خاطره شده حکایت امشب من؛ از خستگی دارم با چشم بسته تایپ میکنم و مغزم یکی در میان سیگنال میفرسته، اما با این حال خوابم نمیبره. یکی نیست بگه کی ساعت ژورنالیستییه بیولوژیکییه چه کوفتیه که اختراع کرده و این نام سخت رو هم گذاشته روش! حالا هم توی این ساعت خرابشدهی چیچیلوژیکی من یه باگ رفته اندازهی خرس!
بگذریم، چند وقتی بود میخواستم موضوع «آیندهی جهان دیجیتال» را اینجا مطرح کنم روزگار راه نمیداد. به نظر من جنگ ویندوز و لینوکس یکی دو دهه دیگه بیشتر دوام نداره؛ به زودی زمانی خواهد رسید که سختافزارها نیازی به سیستمعامل ندارند و تا روشنشون میکنیم یک صفحهی «مرورگر وب» باز خواهد شد که به دلخواه کاربر دربردارندهی چند پنجرهی جداگانه هستند: ۱- جستجوگر، ۲- وبلاگ (و وبسایت) شما، ۳- خبرخوانها، ۴- سینما، و چند چیز دیگه. یک آیکون کوچک هم سمت راست پایین صفحه میبینید که با کلیک کردن روی اون به حافظهی درونی رایانه، همارز هارددیسکهای امروزی، دست پیدا میکنید؛ کوچک بودن آیکون به دلیل کمکاربرد بودن محتوای آن است!
پیشبینی دیگهی من اینه که همهی خدمات محلی میشند؛ به این معنا که کمتر نام یک شرکت رایانهای را به عنوان غول میشنویم. هر منطقه دست یکی است، جهان فئودالی — هیچ کس زورش به دیگری نمیرسد. جالب، البته برای ما و در این زمان، اینه که همه هم با هم کاملا هماهنگ هستند و مسخره بازیهایی مانند کاراکترهای یونیکد و غربی و شرقی و فرمتهای گوناگون مانند جی.پی.جی و گیف و ام.پی.تری و رزولوشن سازگار و نصب سختافزار و … وجود نخواهد داشت، یا دست کم به گوش کاربران ناآشنا خواهند بود.
آن زمان زمانی است که هم در جهان دیجیتال و هم در جهان غیردیجیتال نژادپرستی فراموش میشود؛ چون همه از هر کدام از نژادها کمی به ارث بردهاند.
سریال گمشده
نویسنده خورشیدوش در اسفند.۰۲, ۱۳۸۸, در دسته جامعه
خیلی از ما سریال گمشده رو دیدهایم، چه از فصل اول و به مرور و چه ۵ فصل رو یکجا. بیچاره آنهایی که از همان فصل اول این شگفتی را کشف کردند و چه شبها که تا پخش فصل بعدی بیخوابی کشیدند. فصل پایانی، فصل ششم، از سیزدهم بهمنماه ۱۳۸۸ شروع شده است. من هم تصمیم گرفتم که از اول یک بار دیگر ۵ فصل گذشته رو ببینم و سپس برم سراغ فصل ششم.
اگر سریال را ندیدهاید خواندن این نوشه وقتکشییه. میرم سراغ آن چیزی که میخوام بگم. پس از هر قسمت شروع به پیشبینی قسمتهای بعدی میکردم و پیشبینیهام هم اغلب نادرست از آب در میاومد؛ اتفاقی که برای بسیاری از گمشدهبینان رخ میده! حالا که ۵ فصل را تموم کردم فهمیدم نمیشه با نویسندههای این سریال در افتاد و اکنون مانند یک سنگقلابانداز در برابر تانکهای آنها میخوام پیشبینی، و درواقع تفسیر، کنم!
آلمان و ژاپن، شکستخوردههای جنگ جهانی
نویسنده خورشیدوش در اسفند.۰۱, ۱۳۸۸, در دسته جامعه
صفحهی اول (کی راست میگه؟)
هر زمان که نام جنگ جهانی را میشنویم بیدرنگ به یاد هیتلر و جنایتهای او میافتیم. چه کسی این تصویر را در ذهن ما جا داده است؟ چرا از بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی سخن به میان نمیآید؟ این هیتلر همان هیتلری نیست که رویهی استعمارگری انگلستان، شوروی، و فرانسه (که اتفاقا (!!!) پیروز جنگ جهانی بودند) را پی نگرفت؟ از مردم هند بپرسید استعمار یعنی چه و انگلستان چه بر سر آنان آورد. ما نیز به سبب بیلیاقتی قاجاریه تا مرز مستعمره شدن پیش رفتیم و انگلیس و روسیه چه بهرهها که در طی همین جنگ جهانی از منابع ایران نبردند.
چرا باید مقالهی انگلیسی استعمار ویکیپدیا این اندازه کوتاه و بدون جزئیات باشد در حالی که مقالهی آلمانی آن چنین جزئی و دقیق؟ چرا آلمان را که هرگز به نام استعمارگر نمیشناختیم، در مقالهی آلمانی استعمار ویکیپدیا صراحتا به منطقههای استعماریاش اقرار کرده است؟ کجای کار میلنگد؟ (فایلهای ذخیره شده در تاریخ ۱۳۸۸/۱۱/۳۰ : استعمار (به زبان انگلیسی)، استعمار (به زبان آلمانی)، مستعمرات آلمان (به زبان آلمانی))

دیدگاههای تازه