|
آگهی |
پایان این هفته آزمونهای پایانترم تابستان هست که البته تنها جامد1 رو باید خوند و بلورشناسی چندان سخت نیست. از این رو امروز خیلی دربارهی نشست این هفته نمینویسم و تنها به گفتن نکتههای مهمتر بسنده میکنم. دنبالهی "انجمن آموزگاران زبان و ادبیات فارسی قم - 25 مرداد 1387 / چهار" » پس از گذشت سه ماه و نیم که نتونستم در نشستهای انجمن حاظر باشم، که دلیلش هم آزمونهای پایانترم و سپس درگذشت پدرم بود، از این هفته شرکت دوبار در نشستها رو در دستور کار خودم دارم. در این مدت «جایگاه زن در مثنوی معنوی» به پایان رسیده بود. پس از پایان آن «نخستین گلگشت در شعر معاصر / نقد، بررسی، وتحلیل حجم سبز (دفتر هفتم از هشت کتاب سهراب سپهری)» را آغاز کردهاند. از دیوان حافظ هم تا غزل 33 (خلوتگزیده را به تماشا چه حاجت است؟) پیش رفته بودند و این هفته غزل 34 (رواق منظر من آشیانهی توست) خوانده و بررسی شد. دنبالهی "انجمن آموزگاران زبان و ادبیات فارسی قم - 18 مرداد 1387 / سه" » سه ماه و ده روز هست که چیزی اینجا ننوشتهام. الان هم دل و دماغ نوشتن ندارم. البته چند روزی هست که دوباره اومدم سراغ رایانهام ولی هر بار که خواستم چیزی اینجا بنویسم بیخیالش شدم. اصلا انگار نمیخواستم چیزهایی رو که میخوام بنویسم باور کنم. ولی انگار چیزهایی رو که در مسیر زمان رخ میدهند باید باور کرد. هفتهی گذشته که نتونستم در نشست انجمن حاضر بشم خواندن «قصهی اعرابی درویش و ماجرای زن او به سبب قلت و درویشی» از مثنوی آغاز شد و این هفته دنبالهی آن را پی گرفتیم. این داستان کمی بلند است و چکیدهی روشنسازی همهی آن (توسط استاد احمد عزتیپرور) را در دو یا سه هفتهی آینده برایتان خواهم نوشت. امروز یک رباعی از مهرانگیز منوچهریان و چند حکایت که استاد عزتیپرور در گوشه و کنار بررسی حکایت مثنوی امروز عنوان کردند را برایتان مینویسم. راستی تا یادم نرفته، امروز دو تا دفترچهی دیگر با عنوانهای «جستاری در وحدت وجود» و «کوشنامهی ایرانشان» به قلم استاد عزتیپرور دریافت کردیم که دومی یهچیزی تو مایههای شاهنامه است و نویسندهی اون ایرانشان است. دنبالهی "انجمن آموزگاران زبان و ادبیات فارسی قم - 6 اردیبهشت 1387 / دو" » ای داد ای هوار یکی بیاد به درد ما جوانان رسیدگی کنه. آخه بیخودی بیخودی میاند پسرها را به زور میبرند سربازی که چی بشه؟ که سرمایهی کشور رو هدر بدند؟ (سرمایه: نیروی جوان، هزینههای نگهداری سربازها، دو سال زندگی یک دانشجو، یک هنرمند، یک ...) دیگه گذشت اون زمون که توانایی نظامی یک کشور رو شمار سربازهای اون تشکیل میداد. امروزه باید ابزارهای نظامی پیشرفته رو به کار برد و در کنارش یک ارتش ورزیده و کارآمد داشت که لزوما میلیونی هم نیست. خودم کسی رو سراغ دارم که سه ماه رفت آموزشی و سپس چندین ماه رفت بیگاری (آبدارچی یک سازمان در پیت شد) تا سربازیش به پایان رسید. من گمان نمیکنم که چنین کسی بتونه پیش از مردن خودش در جنگ حرکت مثبتی برای پیروزی انجام بده! دنبالهی "سربازهایی که مایل باشند میتوانند خدمت خود را در نانوایی سپری کنند." » چیزی که الان میخوام مطرحش کنم حسابی ذهنم رو مشغول کرده! همین طور که در تصویر زیر میبینید این گنجشک دار زده شده است. در واقع،سر دیگر نخی که گردن این گنجشک به آن آویخته شده، درون آن سوراخ سیاهرنگ بالای تصویر جای دارد. من خودم دو تا دلیل رو برای این رخداد میتونم تصور کنم: یکی این که یک بچهی وروجک چنین کاری رو انجام داده، دیگری این که اون سوراخ لونهی این گنجشک بوده و او نخها رو هم برای لونهاش آورده ولی یک بار که میخواسته بیاد بیرون اون نخ به گردنش گیر کرده. میگند همه چیز قدیمیش خوبه: یخچال، خودکارهای بیک، کاغذهای A4، دیسکهای سخت، ساعتها و البته رودخانهی قم. به سال من که قد نمیده ولی اونایی که 30 یا 40 سال پیش رو یادشونه از طغیانهای پیاپی و لبریز شدن آب رودخانهی قم چه داستانها که تعریف نمیکنند. من که این لبریز شدنها رو یادم نیست ولی یادمه که خواب میدیدم آب رودخانهی قم مثل قدیما اومده بالا! (شاید آرزوی دیدن این صحنه رو داشتهام که خدا رو شکر دستکم توی خواب دیدمش!) چند روز پیش که داشتم از روی یکی از پلهای رودخانهی قم رد میشدم این عکس رو گرفتم: دنبالهی "تبدیل رودخانهی قم (که به پرآبی مشهور بود) به پارکینگی برای خودروها" » |
تازهترها
[این چیه؟]
پایگاههایی دربارهی ایران و ایرانیان
فرهنگسرا -
ایرانزمین -
نجات یادمانهای باستانی -
about 300 the movie -
فخرآباد ما -
Censorship -
تاریخ باشکوه ایران -
سپاه جاویدان
پویانمایی پارسه -
اشوزرتشت -
مهرآذر پارسی -
خدانگهدار کوروش، خدانگهدار تاریخ کهن -
عصیان -
آموزش خط میخی -
اتان -
کردان شیراز -
علی داریانی -
سوشیانت -
تاریخ ایرانیان در این روز -
آرتمیس -
اهورامزدا -
Cyrus Kar
پایگاههای زبان پارسی
نوشتههای من: 25
نظر ديگران: 16 |
|
برداشت از نوشتههای این روزنوشت تنها با نام بردن از منبع آنها (http://ruznevesht.khorshidvash.com) رَواست. آنها را دوبارهنویسی نکنید! |